كالبدشكافی روش‌ها؛ از فریب تا سبك زندگی

 

دكتر امیر محبیان

 


برای جنگ نرم اصطلاحات مختلفی وضع شده است. آنچه با عنوان "soft war" یا جنگ نرم مطرح می‌شود در ادبیات غرب بیشتر به قدرت نرم یا "soft power"

 

شناخته شده است كه زیربنای فكری آن اولین بار توسط جوزف نای به شكلی علمی مطرح شد.

مهم‌ترین حوزه‌ی اعمال و تأثیرگذاری قدرت نرم بر طرف

 مقابل، حوزه‌ی رسانه است. بهره‌گیری از رسانه‌ها و امكاناتی كه فرد را قادر می‌سازد تا

برای تأثیرگذاری بر طرف مقابل، به اِعمال قدرت بپردازد

.
نگاهی به گذشته‌ی جنگ نرم نشان می‌دهد كه در طول تاریخ بشر، از همان ابتدا كه جنگ سخت آغاز شد، عملیات روانی

یا جنگ نرم نیز صورت می‌گرفته

تا از شورش‌هایی كه در مناطق تسخیر شده به‌وجود می‌آمده، جلوگیری شود.

زمانی كه چنگیزخان قصد حمله به منطقه‌ای را داشت، موجی از هراس در آن

 

كشور پخش می‌شد.

 تجّاری كه از مناطق تحت كنترل چنگیزخان می‌آمدند، برای دیگران تعریف می‌كردند

كه او چگونه با مردم برخورد می‌كند و كشتارها به

 

چه صورت است و اگر شخصی مقاومت كند، نابود می‌شود.

بدین ترتیب پیش از ورود چنگیزخان به هرمنطقه، روحیه‌ی مردم شكسته شده بود.

رومیان و یا اسكندر از مناطقی كه در جنگ‌ها عبور می‌كردند،

خودها و زره‌های بزرگی را كه چند برابر انسان معمولی بود طراحی كرده و آن‌ها را عمداً

 

در مسیر جا می‌گذاشتند تا لشكریان مقابل،

تصور كنند سربازان آن‌ها غول پیكرند و عملاً روحیه‌ی مقامت طرف مقابل را تحت تأثیر قرار داده و وحشت را

 

گسترش می‌دادند. بنابراین هر حركتی كه روحیه‌ی یك ملت را هدف گیرد،

عملیات و جنگ نرم و نوعی اعمال قدرت نرم است.

اولین كسی كه روی این مسأله كار كرده است،

"سان تزو" است كه در كتاب هنر جنگ نكته‌ای را مطرح می‌كند و می‌گوید: "می‌شود جنگید، اما مهم‌ترین كار

 

این است كه شما در یك نبرد بدون جنگ، پیروزی را به دست بیاورید!"

چیزی كه او مد نظر قرار داده، همان عملیات روانی و جنگ نرم است. باید به

 

استراتژی‌های رقیب و روحیه‌ی او حمله كرد؛ به‌گونه‌ای كه آن‌ها بپذیرند كه شكست خواهند خورد. ا

گر كسی در ذهنش بپذیرد كه شكست می‌خورد،

 حتماً در دنیای واقه نیز شكست خواهد خورد. زیرا آنچه فرد را به مقاومت تشویق می‌كند، روحیه است.

از سوی دیگر، هزینه‌ی جنگ نرم بسیار كم‌تر از جنگ سخت است. به معاویه می‌گفتند: چرا این‌همه پول برای خرید افراد و

تبلیغات خرج می‌كنی؟ یكی از

 پاسخ‌های معاویه این بود كه هزینه‌ی جنگ، بسیار بیشتر از این است. بنابراین معاویه نیز به گونه‌ای

عملیات نرم انجام می‌داد اما امروزه به شكل علمی به این قضیه پرداخته می‌شود.

بنابر آنچه گفته شد، اگر بخواهیم تعریفی از عملیات و جنگ نرم ارائه دهیم، می‌توان گفت:

"هر حركتی كه احیاناً به عنوان مقدمه‌ی جنگ نظامی مطرح

 

می‌شود و روحیه‌ی طرف مقابل را هدف گرفته است"

 بنابراین تمام برنامه‌ریزی‌هایی كه در این چارچوب باشد، جنگ نرم تعریف می‌شود

.
ادامه دارد...

دانشجوی دانشگاه

همه ی ما در مورد لغت دانشجو افکاری داریم؛ اما اکثرا دانشجو را فردی می دانیم که با بقیه افراد متفاوت است. ما چرا متفاوتیم؟ به راستی ما چرا باید متفاوت باشیم؟

شاید از زمان مشروطیت و بعد از آن اسم دانشجو با لغاتی همچون روشن فکر در هم آمیخته شده؛ اما این وجه تمایز چیست؟

در این نوشته اصلا قصد نوشتن مطلب تاریخی یا علمی ندارم؛ بلکه سخنم با فرهنگ است، فرهنگی که اکنون بسیار کمیاب است، فرهنگ دانشجویی!

آیا ما به راستی دانشجوییم؟ دانشجو کیست؟ آیا تنها به دنبال نمره دویدن تعریف مناسبیست؟ نه و مسلما نه!

دانشجو ظرفیست پر از خالی!!! البته این ظرف خالی باید پر شود باید از علم و معرفت و آگاهی پر شود باید از بینش صحیح پر شود. این ها ضعف سیستم های آموزشی ماست. ما از نسل دانشجویانی هستیم که هیچ نمی دانیم!

دانشجو باید بحث کند باید احساس کند باید درک کند باید دنیا را بفهمد اما ما تنها به دنبال نمره ایم به دنبال مدرک و تقصیر از ما نیست؛ از قدیم گفته اند از ماست که بر ماست اما این یکی از ما نبوده که برماست!!!

ما گفتگو را ندیده ایم ما بحث را ندیده ایم ما انگیزه را ندیده ایم ما این ها را در دانشگاه های خود هیچ ندیده ایم. و این چنین است که این ها برای ما آرام آرام افسانه می شوند. لزوم بحث و گفتگو آگاهی است اما ما از آگاهی هم هیچ نمی دانیم؛ ما مجبوریم قبول کنیم ما مجبوریم به ادامه اما کسی به فکر این نیست که اگر کسی با این مجبوریت مخالف است چه؟!

کاش بتوانیم روزی طعم شیرین دانشجو بودن را بچشیم، بتوانیم در محیط دانشگاه آزادانه بحث کنیم، گفتگو کنیم نظرات هم را بشنویم و هیچ چیز را از روی اجبار قبول نکنیم تا جامعه ای فعال و پویا داشته باشیم...

روابط دختر و پسر-قسمت سوم ( آخر)


● در باره‌ی دوستی ما بین دختر و پسر


خداوند متعال در وصف زنان ایمان‌دار می‌فرماید: «...وَلا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ...» {نساء / ۲۵} ‌یعنی دوستی برای خود برنگزیده‌اند (آشکارا یا ‌پنهان) و در این آیه برایمان ‌به وضوح معلوم می‌شود ‌که دوستی دختر و پسر جایز نیست و هنگامی‌که ‌خداوند چیزی ‌ را ‌جایز ‌نمی‌داند حتماً حکمتی در آن ‌نهفته ‌است.
‌دختران دارای احساسات لطیفی هستند و ‌اگر دختری با پسری ارتباط داشته باشد ‌و آن ‌پسر او را به شیوه‌ای به سوی خود متمایل نموده و به او وعده‌ی تشکیل خانواده را داد و آن دختربه او متمایل شد و سپس بر حسب هر گونه شرایطی آن پسر از ادامه‌ی کار منصرف شد و او را ‌رها کرد، ‌به احتمال زیاد به دختر لطمه‌ی روانی زیادی خواهد رسید و آثار مخربی ‌بر ‌روح ‌و روان او بر جای خواهد گذاشت که ‌به ‌سختی میتواند ‌آن را فراموش کند و در آینده ‌مشکلات خاصی را برایش به ‌بار می‌آورد. ‌بدان که خداوند مهربان بیش از خود ما خواهان نفع و سود ماست، ‌پس لازم است گوش به فرمانش ‌بوده ‌و خود را از ‌محرمات ‌دور بداریم وقبل از هر چیزی هدفمان رضایت پروردگار باشد نه چیز دیگر.خداوند متعال می‌خواهد ‌که ما را از ‌هوی و هوس دور ‌بدارد و ما را از ‌افتادن ‌در ‌دام شیطان محفوظ کند، ‌این است ‌که او تمام درهای ‌مختوم ‌به ‌گناه ‌را ‌بر ما ‌بسته است، ‌و ارتباط ‌بین دختر و پسر زمینه‌ی مساعدی است برای حضور شیطان، ‌تا ‌در درونمان نفوذ کند و تمام اعتقادات دینیمان را از رگ و ریشه بدرآورد و ما را از راه راست منحرف کند همچنان که سبب بیرون راندن ‌اجدادمان، ‌آدم و حوا از بهشت شد و همچنین مثل خودش که تا ابد در گمراهی و تاریکی خواهد ماند و می‌خواهد ما را نیز همچون خود توشه‌ی جهنم گرداند.
بار دیگر به اصل مطلب بر ‌می‌گردیم ‌اگر نگاهی بر دوستی و ‌روابط ‌ بین ‌دختران و پسران ‌بیاندازیم ‌هرگونه گناه و نافرمانی خدا را شاهد خواهیم بود، ‌از خلوت‌هایشان گرفته ‌تا ‌نگاه‌های حرام ‌و ‌وسوسه‌برانگیز ‌و ‌سخن گفتن‌های نازک ‌همراه ‌با احساسات عاشقانه برای همدیگر، ‌که ‌خداوند ‌آن را ‌جایز ‌ندانسته ‌و طبق آیات ‌آن ‌را حرام ‌کرده ‌است و سایر مضرات آن را ‌که ‌خدا ‌می‌داند.... ما نیز به عنوان امّت مسلمان که دارای آیین و عرف خاص خود هستیم، ‌نه فرهنگ ما ‌و نه آیین ما اجازه ‌چنین پیوند‌های نامشروعی را ‌نمی‌دهد ‌هر ‌چند ‌امروزه ‌در دانشگاه‌ها و سایر اماکن شاهد چنین روابطی ‌هستیم. ‌باید ‌مواظب ‌باشیم ‌که ‌صحبت‌ها ‌و برخوردهایمان با جنس مخالف جز در زمینه‌های معروف ‌و ‌شایسته ‌صورت نگیرد و حدود خداوند را با ‌جان و دل پاس بداریم.
در پایان از خداوند متعال خواستاریم که راه راست را ‌به ‌همه‌ی ما نشان دهد و ‌فکر و عقیده‌ی سالمی نصیبمان گرداند و بر ما نیز واجب است در هر حال حریم خداوند را نگه داریم، ‌خداوند می‌فرماید:
«وَمَن یَتَّقِ ٱللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجاً وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لاَ یَحْتَسِبُ» (الطلاق ۲و۳) یعنی کسی که از خداوند بترسد و به خاطر او کاری را ‌انجام ‌ندهد ‌خداوند درِ ‌خوشبختی را بر او ‌می‌گشاید ‌و از راهی به ‌او می‌بخشد که خود انسان از آن متعجب است.

‌روابط دختر و پسر – قسمت دوم

 

 ● عشق و علاقه‌ی قبل از ازدواج.....!


دوستی بین دختر و پسر قبل از ازدواج به هیچ شیوه‌ای جایز نیست هرچند امروز به وضوح ‌شاهد آن هستیم و در این روابط ‌به یک سری مسائل روی می‌آورند که آیین مبین اسلام آن را جایز نمی‌داند، ‌متاسفانه امروزه شاهد دختران و پسرانی هستیم که ‌به ‌شیوه‌ای مخفی ‌با همدیگر ارتباط ‌دارند ‌که آن را ‌خاطرخواهی می‌نامند و از طرف دیگر با ‌هم صحبت می‌کنند، ‌قرار ‌ملاقات می‌گذارند، ‌و از طریق ‌نامه و تلفن و.... با هم تماس می‌گیرند و آن را با حرف‌های ‌نرم وسوسه‌انگیز می‌آرایند که سبب تضعیف ‌نفس و درون ‌در مقابل هوی و هوس می‌شود، ‌سپس ‌از ‌طرف دختر ناز و عشوه‌ی ‌ بیشتری ‌در حرف زدن‌ها سر می‌زند و علاوه بر آن نگاه‌های وسوسه انگیزشان بر هم، ‌که خدا می‌داند چه تاوان و عقوبتی به دنبال خواهد داشت ‌شاید فکر کنند با این ارتباط ‌دوستی در جامعه محبوب می‌شوند ولی آیا هیچ شفاعتی نزد خداوند برایشان به همراه خواهد داشت؟ در حالی که هم‌چنان‌که بحث شد اگر حب و دوستیت سبب سرپیچی از اوامرخداوند ودوری از او گردد ‌نوعی ‌شریک ‌برایش قائل شده‌ای.


پیامبر گرامی اسلام (ص)می‌فرمایند: "إیاکم ‌و الدخول علی النساء فوالذی نفسی بیده ما خلا رجل بامراة الا دخل الشیطان بینهم" [الطبری]یعنی «از اختلاط با زنان بپرهیزید، ‌قسم به خدایی که نفسم ‌به دست اوست هیچ مردی زنی را ترک نمی‌کند در حالی با هم دو نفری خلوت کرده‌اند ‌مگر ‌آنکه شیطان ‌سوّمی آنها ‌بوده باشد.»


حال خواهر و برادر ایمانی!!!!!!می‌دانید که اگر شیطان ‌مابین دختر و پسری واقع شد آنها را به سوی چه تاوانی سوق خواهد ‌داد و ‌چه وسوسه و تمایلی در این نشستن‌ها پدید خواهد آورد برهمین اساس ‌است که اسلام ‌خلوت زن و مرد ‌نامحرم ‌را ‌با همدیگر جایز نمیداند (چه حرف زدن و نگریستن به همدیگر باشد وچه ‌از آن بیشتر....)تا آنها را از عملی که خداوند حرام کرده ‌حفظ کند، ‌همه ‌می‌دانیم غریزه جنسی قوی‌ترین غریزه است و خلوت دختر و پسر با هم سبب تحریک آن و کشاندن آن دو به طرف گناه و... می‌شود. پس لازم است دختر و پسر هیچ‌گاه با هم‌دیگر خلوت نکنند مگر با حضور یکی از محارم دختر، ‌آنهم با رعایت اصول مطرح شده ؛و این سبب تقوی ‌و پرهیزگاری ‌و آرامش درون است، ‌نه چیز دیگر.

 خداوند متعال می‌فرمایند: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَی لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یصْنَعُونَ» (النور /۳۰) یعنی؛ ای محمد بگو به مردان مومن ‌که ‌نگاه‌هایشان ‌را ‌از ‌نامحرم ‌نگه ‌دارند ‌و پاکدامنی ‌پیشه ‌کنند واین ‌سبب ‌تزکیه‌ی ‌آنهاست ‌و خداوند بر اعمال آنها اگاه ‌است.


بر همین ‌اساس، ‌ارتباط دختر و پسر قبل ‌از ‌ازدواج ‌حرام ‌شده است هر چند با هم قرار پیوند ازدواج در آینده را نیز بسته باشند و این را هم باید دانست که بدون ‌تشکیل زندگی مشترک محبت واقعی پدید نمی‌آید... در حالی که عشق ومحبت مفهومی پاک و دوام دار است، ‌به شرطی که ‌در جایگاه ‌خود ‌به ‌کار آید، ‌مثل ‌دوستی خداوند متعال و پیامبر و همسر وفرزند و اقوام ‌و... اما ‌کدام ‌از یک ‌از ما اگر یک نفر از جنس مخالف خود را دوست داشت، ‌به او فکر نخواهد کرد و خیالش به سوی او روانه نخواهد شد و صفاتش را در ذهن مجسم نخواهد کرد تا اینکه آتش شوق ‌دیدار محبوب ‌در او ‌به ‌خاموشی گراید؟

 سؤالم از شما خواهر و برادر عزیز اینست که آیا تمام این‌ها بدون تشکیل ‌زندگی زناشویی میسر خواهد شد؟


● چه وقت می‌توان ابراز عشق و علاقه کرد؟


بی شک دوستی وعشق حلال است اگر به شیوه‌ای صحیح به کار آید ‌( منظورم ‌آن دوستی و پیوند ‌بین ‌دختران ‌و پسران امروزی نیست)بلکه همان طور که قبلا اشاره شد، ‌همین دوستی و محبت حرام خواهد بود در صورتی که ‌سبب غفلت ‌و دوری ‌از برنامه خدا وپیامبرش شود، ‌به ‌عبارتی دیگر خداوند به زن مسلمان اجازه ‌نداده است قبل از زندگی زناشویی با مردان ‌به شیوه‌ای ‌که همراه ‌با ناز ‌و عشوه، ‌که توجه مردان را جلب ‌می‌کند ‌صحبت ‌کند ‌هم‌چنان ‌که ‌خداوند ‌متعال ‌به ‌همسران ‌پیامبر می‌فرماید: «یا نِسَاءَ النَّبِی لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنْ النِّسَاءِ إِنْ اتَّقَیتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً» {الاحزاب /۳۳} ‌این هم آداب و رفتاری است که خداوند متعال به همسران پیامبر( که الگوی سایر زنان میباشند) فرمان ‌می‌دهد تا خود را با آن ‌بیارایند و خداوند فرمود: ‌«...فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ...» یعنی به شیوه‌ای همراه با ناز ‌و عشوه با مردان (نامحرم) سخن نگویید.
همچنین خداوند می‌فرماید: «وَقُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً» یعنی هنگامی سخن گفتن با ‌حیا ومتانت حرف بزنید و از ناز و عشوه (همچنان ‌که ‌با ‌شوهران ‌خود حرف می‌زنید) برحذر باشید.‌خواهر عزیز! برای همین است که باید خود را از این شیوه رفتارها دور نگه‌داری ‌و عشق و علاقه‌ خود را نثار ‌هیچ کس جز برای همسرت نگردانی. یعنی ‌ابراز ‌تمایل و دوستی به او و.... که در این آیه به ‌وضوح ‌به ‌این ‌مسائل اشاره شده است. پس خواهرم آگاه باش که در دام گناه و زشتی نیفتی در حالی ‌که ‌آن را ‌احساس ‌نمی‌کنی، ‌بلکه ‌خود را ‌با خلق خوی زن مسلمان ایمان‌دار زینت ده و خود و دینت را محفوظ بدار و ‌به هنگام صحبت کردن ‌به شیوه‌ی ‌سنگین و محکم و همراه با ادب و متانت عمل کن به‌گونه‌ای که سبب برانگیختن هوی و هوس سُست‌دلان ‌نشود ‌و... بی‌شک به هنگام صحبت کردن اگر حس علاقه ودوستی خود را ‌نسبت ‌به ‌مردان نامحرم ابراز کنی ( چه به تنهایی با هم باشید و چه افراد دیگری ‌هم ‌حضور ‌داشته باشند) در حقیقت تمام احساسات و اشتیاق او را نسبت به ‌خود ‌تحریک ‌کرده‌ای ‌که مناسب مؤمن نیست و انجام آن جایز نیست، ‌هم‌چنین ‌اگر پسر این رفتار را در ‌قبال دختر انجام دهد و با حرف‌های نازک و محبت‌آمیز به او نزدیک شود تمام ‌احساسات و شوق و علاقه‌اش را نسبت به خود تحریک می‌کند و ‌بی‌گمان با این رفتارها در منجلاب فتنه و آشوب خواهند افتاد و در آینده نیز دچار ‌نابسامانی‌هایی خواهند ‌شد، ‌وهرکس خواهان رسیدن به ‌غرایز و امیال ‌خود ‌است ‌بهتر ‌است ‌ابراز ‌این ‌حس دوستی و عاشقانه را برای زندگی زناشویی با همسر خود به تعویق بیاندازد که ابراز آن قبل از ازدواج چندها تاوان و فساد به‌دنبال خواهد داشت، ‌به‌طوری ‌که ‌بعد از ازدواج نیز هرگز به هم‌دیگر اعتماد کامل نخواهند داشت و آشیانه خوش‌بختی ‌آن‌ها با کوچکترین گردباد روزگار از هم خواهد پاشید.
جوانی که توانایی ازدواج ندارد بهتر است روزه بگیرد ‌تا ‌اینکه ‌خداوند ‌دری از درهای رحمتش را بر او بگشاید واین پیروی از سفارش حضرت رسول (ص)است که می‌فرماید: "یا معشر الشباب من استطاع منکم البائة فلیتزوج ‌و من لم ‌یستطع ‌فعلیه ‌بالصوم فانه ‌له ‌وجاء" ‌{البخاری} یعنی ‌ای ‌جوانان ‌اگر توانایی دارید، ‌ازدواج کنید و هر کس توانایی ندارد ‌بهتر ‌است ‌روزه ‌بگیرد، ‌چرا که روزه قلعه و سدی ‌است ‌در ‌برابر گناه ‌و ‌سبب پاکی نفس و درون است ‌و اگر صبر پیشه کنید ثواب آن نزد خدا است. ‌
تو با ‌روزه ‌گرفتن ‌افسار ‌هوی و هوست را در دست گرفته وآن را تسلیم اوامر خداوند متعال ‌گردانیده‌ای ‌و ‌این ‌نیز ‌جزیی از جهاد نفس ‌محسوب می‌شود که پاداش آن نزد خدا است هم‌چنان‌که خداوند می‌فرماید: «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» {عنکبوت /۶۹} یعنی: کسانی که در راه ‌ما تلاش و کوشش می‌کنند راه راست را بر آنها می‌نمایانیم...

 



قسمت سوم (آخر)اين متن درباره دوستی ما بين دختر و پسر در آيات قرآن است كه انشاالله فردا مينويسم...

 

افتتاح

اولا لازم میدونم بخاطر مطلبی که در متن قبلیم نوشتم از نویسندگانی که

تا حالا مطلب ننوشتن عذر بخوام...

ثانیا یه خبر توپ و دسته اول که حداقل امیدوارم نشنیده باشین سندشم 

متقن و محکمه چون این خبر رو از دبیر کانون شنیدم....

روز چهارشنبه وزیر علوم تو اسکو هستن و از همه مهمتر برای افتتاح دانشگاه

پیام نور میان....

و ثالثا هیچی.....

یکی گوید سراپا عیب دارم   

یکی گوید زبان از غیب دارم                

نمی دانم که هستم هرچه هستم     

قلم چون تیغ می رقصد به دستم  

 

 

روابط دختر و پسر

شریعت مبارک اسلام روابط دو جنس مخالف را با توجه به حد و حریمی تعریف می‌کند و در سنّت و سیره‌ی حضرت رسول (ص) به آن پرداخته شده است، ‌که لازم است ما نیز به عنوان پیرو آن مکتب به رعایت آن همت گماشته و سعی در انتقال آن ‌به نسل آینده خود داشته و بدان وسیله گامی در جهت اصلاح و سلامت جامعه برداشته باشیم، ‌در حقیقت با اهمال و بی‌توجهی در این مسیر ‌امت اسلامی به سوی هرج و مرج و انحطاط اخلاقی ‌کشانده خواهد شد. در دین اسلام روابط بین دختر و پسر به طور کلی ممنوع نگردیده است بلکه حدودی برای آن مشخص شده، ‌به طوری که در آن نه افراطی باشد و نه تفریطی، ‌یعنی همان خط اعتدال.
اگر کوتاهی در اجرای حدود خداوند در این مسئله صورت گیرد چه خواهد شد؟ در این صورت ما را به سوی اوج فساد و انحطاط جامعه سوق خواهد داد یعنی به سوی بی‌اخلاقی و تجاوز به فرامین خداوند متعال. ما بسیاری از دختران و پسران را ‌می‌بینیم که ‌در ‌چنین شرایطی هستند و ظاهراً هیچگونه راهنمایی و راهکاری برای آنها ارائه نمی‌شود. آیا این عدم ارائه راهنمایی به آنها به کمبود دین در ارائه ‌الگوی درست و به‌جا بر می‌گردد؟ در حالی که برای هر مسئله‌ای در سیره حضرت رسول(ص) و قرآن الگو و اسوه‌ای ارائه شده ‌است و این ‌به دوری ما از قران و سنت و تقلید‌های کورکورانه از دنیای جدید بر می‌گردد نه به نقص در دین‌.


● اما در ارتباط با ‌عشق و دوستی...؟
دوست داشتن از والاترین و زیباترین مفاهیم زندگی است واسلام نیز ‌آیین دوستی و رحمت و مهربانی است اما آنچه مد نظر ما است دوستی ‌و عشقی است بدور از هر گونه پلیدی و انحراف از قانون ‌خداوند و بدون هر گونه عوارض نا مطلوب فردی واجتماعی، ‌که به عنوان مثال به دوستی و علاقه‌ی مسلمان به برادر وخواهر دینی خود و یا عشق و علاقه‌ی زنی به شوهرش و بالعکس و عشق و علاقه‌ی مادر ‌به فرزندش و فرزند به والدینش و...می‌توان اشاره کرد. والاترین عشق و علاقه حب به خداوند است که در پرستش او متجلی می‌گردد پس هیچ کس ‌را به اندازه‌ی او دوست ‌مدار و برایش ‌شریکی قرار مده که ‌اگر کسی را بیشتر از او دوست بداری در حقیقت شریک برایش قائل شده‌ای.
همچنانکه خداوند می‌فرمایند: «وَمِنْ النَّاسِ مَنْ یتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَندَاداً یحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبّاً لِلَّهِ...»(البقرة/۱۶۵). در عشق ودوستی بنده مسلمان به مسلمان دیگر هیچ ‌تاوان و گناهی ‌نیست ‌بر همین اساس که اگر او به کسی علاقه داشت (چه پسر برای دختر وچه دختر برای پسر) که ‌البته باید به عنوان خواهر و برادر دینی و تنها به خاطر خداوند و خلق و خوی نیکش ‌او را دوست بدارد. اما به چه شیوه کسی را به خاطر خداوند دوست می‌داری؟ ‌بله می‌توان به خاطر خدا کسی را دوست داشت ‌یعنی در آن رضای خداوند مدنظر باشد َو به حدود او تجاوز نشده ‌باشد، ‌همه ‌می‌دانیم خداوند ‌برای زندگی برنامه و ‌منهجی فرو فرستاده تا پیرو آن باشیم هم‌چنان‌که می‌فرماید: «وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَلا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»(الانعام/۱۵۳) در حقیقت راه خدا ‌تنها راهی است ‌که به عنوان برنامه و راه روش زندگی ‌در نظر گرفته ‌شده ‌است ‌که ‌در آن ‌هیچ کمی‌ و کاستی ‌راه ندارد ‌و لازم است دختران و پسران ‌دنباله ‌رو ‌این منهج باشند ‌بر همین مبنا است اگر به ‌طرف آن رفته وبر آن دوام ‌داشتند ‌رضایت خداوند را بدست خواهند اورد ‌واگر ‌از آن منحرف شدند و راه دیگری را در پیش گرفتند ‌در اصل از راه خداوند دور شده اند ‌وبه دور از راهنمایی او در گمراهی ‌خواهند ‌ماند. در ‌روابط ‌بین ‌پسر ‌و دختر نیز لازم است که از حد وحدود ‌او تجاوز نشود که شامل ‌برخورد ‌و رفتارهای ‌نیک ‌و ‌به دور از هر گونه وسوسه و هوس ‌است که خداوند از ما خواسته است به عنوا ن نمونه می‌توان به داستان حضرت ‌موسی(ع) ‌اشاره ‌کرد، ‌هنگامی‌که به چاه ‌آبی می‌رسد که دو دختر ‌در آنجا توانایی ‌کشیدن ‌آب ‌از چاه را ندارند تا ‌گوسفندانشان را سیراب کنند موسی(ع) ‌به آنها کمک می‌کند. پس در حقیقت عدم رعایت حدود ‌در روابط ما بین دختر ‌و ‌پسر ‌یعنی معصیت در محضر خدا.
خداوند از زنان و ‌مردان ‌می‌خواهد ‌تا ‌خود ‌را با زیباترین رفتارها ‌زینت دهند ‌و به عنوان ‌دو ‌عضو ‌فعال و تاثیر گذار در اجتماع ‌حضور یابند و در این زمینه ‌دین مبین اسلام تفاوتهای فطری بین زن و مرد را درنظر گرفته که آنها را ملزم به رعایت یک ‌سری ‌آداب ‌و ‌رفتار ‌خاص ‌می‌کند ‌تا ‌اینکه ‌خود و حیثیتشان را ‌در ‌برابر ‌سُست‌دلان محفوظ بدارند.

 

سه شنبه ادامه مطلب را خواهم نوشت

آنفولانزا نمیخوای؟ اینو بخون !

 همشهري آنلاين: مصرف هويج، قارچ، انار و چاي سبز از جمله اقدامات پيشگيرانه در برابر ابتلا به آنفلوانزاي خوكي است.

همانطور كه مي‌دانيد هر روز بر شمار مبتلايان به آنفلوانزاي خوكي افزوده مي‌شود،  پس براي عدم ابتلا به اين بيماري و حذف اين روند، پيشگيري‌هاي اساسي بايد صورت گيرد.

در اينجا متخصصان به توضيح 4 ماده غذايي پرداخته‌اند كه سيستم ايمني بدن را در مقابله با اين ويروس مقاوم‌تر مي‌كند.[ویروس آنفلوانزای آ روزانه تغییر شکل می‌دهد ]

هويج

براي مقابله با اين بيماري، هويج، انتخاب مناسبي است، چراكه منبع غني از بتاكاروتن است و بتاكاروتن، مقاومت بدن را در مقابله با اين بيماري، بالا مي‌برد.

طبق تحقيقات هر چه بتاكاروتن بيشتر مصرف شود، سلول‌هاي ايمني بدن كه شامل سلول‌هاي كشنده طبيعي هستند، گسترده‌تر مي‌شوند.

قارچ

شما حتما از شنيدن اين خبر كه سس قارچي كه معمولا روي استيك مي‌ريزيد، سيستم ايمني بدن را مقاوم مي‌كند، خوشحال خواهيد شد.

طبق تحقيقات اخير‌ با استفاده از قارچ، سلول‌هاي كشنده طبيعي افزايش پيدا مي‌كنند و در نتيجه سيستم ايمني بدن مقاوم‌تر مي‌شود.

انار

يكي از دلايلي كه از انار به عنوان ميوه‌اي فوق‌العاده ياد مي‌شود، داشتن خاصيت آنتي‌اكسيداني آن است.

انار بيشترين ظرفيت آنتي اكسيداني را براي مهار يا خنثي‌سازي راديكال‌هاي آزاد دارد و با داشتن اين خاصيت مي‌تواند با بيماري‌هاي مختلف از جمله آنفلوانزا، مقابله كند.

 اگر انار در دسترس شما نيست مي‌توانيد از آب انار بدون شكر استفاده كنيد.

چاي سبز

در چاي سبز نوعي آنتي‌اكسيدان به نام "كاتچين" وجود دارد كه مي‌تواند سلول‌هاي ايمني بدن را افزايش دهد و طبق تحقيقات انجام شده، اين ماده حركت انتشار ويروس را كند مي‌كند.

 از ديگر تركيبات چاي سبز،"ال‌تيانين" است.[چاي سبز طول عمر را مي‌افزايد]

طبق تحقيقاتي كه در هاروارد انجام شده، اين ماده، مقاومت سيستم ايمني بدن را افزايش مي‌دهد.

آیا دلشکستگی می‌تواند باعث مرگ شود؟

 

-دانشمندان معتقدند در صورتی که شما مجموع نمراتی که به دلیل این رویدادها در طی دو سال گذشته برایتان اتفاق افتاده است را جمع بزنید، می‌توانید با دقت خوبی احتمال بیمار شدن در آینده را تخمین بزنید.


بر اساس تحقیقات سیستم ایمنی بدن افرادی که دچار شکست‌های عاطفی می‌شوند ضعیف‌تر می‌شود.

تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که دچار شکست‌های عاطفی می‌شوند میزان فشار خونشان افزایش پیدا می‌کند، ضربان قلب آنها تندتر می‌زند و سیستم ایمنی بدنشان ضعیف‌تر می‌شود.

دانشمندان استرالیایی بعد از انجام تحقیقات متوجه شدند مشکلات عاطفی و در حقیقت قلب شکسته حتی ‌می‌تواند باعث مرگ انسان‌ها شود. این تیم تحقیقاتی از دانشگاه پزشکی سیدنی 80 فرد بالغ را که اخیراً دچار شکست‌های عاطفی شدند مورد بررسی قرار دادند.

نتایج تحقیقات آنها نشان داد بعد از شکست‌های عاطفی بسیاری از افراد دچار ناامیدی و افسردگی می‌شوند، خواب آنها دچار اختلال می‌شود و اشتهای خود را از دست می‌دهند. هم‌چنین در طی این مدت تغییرات خاصی در ساختار فیزیولوژیکی بدن صورت می‌گیرد که می‌تواند خطر حملات قلبی را افزایش دهد.

دانشمندان با بررسی سلامت افرادی که به تازگی یکی از نزدیکان خود را به واسطه طلاق و مانند آن از دست داده‌اند، متوجه شدند این افراد نسبت به دیگران فشار خون بسیار بالاتری دارندو نبض‌ آنها بسیار تندتر می‌زند و سیستم ایمنی بدن آنها و سیستم لخته شدن خون در آنها دچار تغییرات بسیار زیادی می‌شود.

این تغییرات معمولاً در طی شش ماه اول شکست‌های عاطفی رخ می‌دهد. دانشمندان معتقدند یکی از دلایلی که بعضی از انسان‌ها بعد از این که همسرشان فوت می‌کند به فاصله چند ماه بعد از فوت او می‌میرند یا به بیماری‌های سخت و حملات قلبی دچار می‌شوند.

البته وجود رابطه بین وضعیت احساسی و روحی انسان‌ها و سلامت فیزیکی آنها موضوع جدیدی نیست. محققان ده‌ها سال است که در حال تحقیق روی این موضوع هستند تا به تغییراتی که بعد از بروز مشکلات عاطفی برای انسان‌ها رخ می‌دهد، پی ببرند.

بسیاری از کارشناسان معتقدند وضعیت روحی و احساسی انسان‌ها می‌تواند معیار بسیار مناسبی برای تخمین وضعیت سلامت انسان‌ها در آینده و پیش‌بینی این موضوع است که آیا ممکن است در آینده آنها دچار بیماری خاصی شوند یا خیر.

بر همین اساس در حدود 40 سال پیش دانشمندان تعدادی از رویدادهای زندگی و تأثیر آن روی سلامت افراد را معین کردند و بر اساس شدت تأثیر آنها روی سلامت و وضعیت روحی انسان‌ها، آنها را نمره‌گذاری کردند.

در پایین‌ترین سطوح می‌توان به تعطیلات یا جریمه شدن به دلیل سرعت زیاد در رانندگی اشاره کرد که به ترتیب از لحاظ قدرت تأثیرگذاری روی سلامت انسان‌ها نمره 13 و 11 کسب کردند. در بالاترین سطوح وقایعی مانند احساس بی‌مصرف بودن، طلاق و مرگ همسر قرار داشت که به ترتیب نمره‌های 47، 73 و 100 را کسب کردند.

دانشمندان معتقدند در صورتی که شما مجموع نمراتی که به دلیل این رویدادها در طی دو سال گذشته برایتان اتفاق افتاده است را جمع بزنید، می‌توانید با دقت خوبی احتمال بیمار شدن در آینده را تخمین بزنید.

برای مثال در صورتی که بعد از جمع این نمرات شما نمره‌ای بین 0 تا 150 دریافت کنید احتمال بیماری در شما پایین است. نمره بین 151 تا 299 نشان‌دهنده احتمال متوسط و نمره بالاتر از 300 نشان‌دهنده احتمال زیاد برای مبتلا شدن به بیماری‌های مختلف مانند سکته‌های قلبی و مانند آن‌است.

البته این مطالعات بدان معنا نیست که در صورتی که فردی حتماً امتیاز بالای 300 کسب کرد به طور حتم به بیماری دچار می‌شود یا فردی که امتیاز پایینی کسب کرد به طور حتم از ابتلا به بیماری در امان است، اما تحقیقات نشان می‌دهد این آزمایشات می‌تواند معیار خوبی برای سنجش وضعیت روحی و احساسی انسان‌ها و سلامت ذهنی و جسمی آنها باشد.

یکی دیگر از موضوعاتی که اخیراً توجهات زیادی را به خود جلب کرده است رابطه بین زندگی پر استرس و سرطان است. بررسی‌ها نشان می‌دهد زندگی پر استرس می‌تواند باعث ضعف شدید سیستم ایمنی بدن شود که این عامل هم به نوبه خود می‌تواند خطر ابتلا به سرطان را به طور قابل توجهی افزایش دهد.

تحقیقاتی که توسط مرکز سرطان انگلستان به چاپ رسیده است، نشان می‌دهد استرس ناشی از خشونت‌های خانوادگی، شرط بندی، از دست دادن یکی از نزدیکان به دلیل طلاق یا مرگ و شکست‌های عاطفی می‌تواند خطر ابتلا به سرطان را افزایش داده و در بیمارانی که قبلاً دچار سرطان شده‌اند باعث بازگشت بیماری شود.

 

 

بهایی که برای لبخندی دوباره ، پرداختیم  . . .

 

-صدای نالش،تو گوشم . . . نمی تونم تصوریش رو از ذهنم دور کنم.دست و سر باندپیچی شده،باند خونی،چشم کبود،صورت سفید و بی روح . . .

 

صورت درهم مامان و می بینم که چشماش از زیادی گریه سرخ سرخ.عزیز مثل همیشه تسبیح به دست، دعا می کنه . . .

 

تکیه می زنم به تخت.تمام اعضای بدنم بی حس شده.نه ! نمی تونم تو این شرایط ببینمش . . .

یعنی این مرد دایی منه؟ ؟ ! همونی که خنده از لبلاش نمی افتاد ؟؟؟!

 

ناله،ناله،ناله . . .  تنها خاطره ای که از بهوش اومدنش دارم، گریه و ناله های بی امون . . . دردی که سرتاسر وجودش رو می لرزوند ، لرزه ای که تو تن منم هست، تو تن هممون . . .

 

کمی اون طرفتر،می تونم شادی رو تو چشای ذوق زده ی پدری که بچه ی به دنیا اومدش رو تو بغلش گرفته، ببینم.خوشحالی از ته دل.خنده ای که بی ریا رو لباش نشسته.

یعنی روزی میشه داییی منم بخنده ؟ از ته دل ؟

 

-تو حیاط بیمارستانم.تو حال خودم نیستم،دست یکیو ، رو شونم حس می کنم.سرم رو که بر میگردونم، یه پیر مرد بالا سرم ایستاده.هرچقدر زور میزنم،نمیشناسمش . . . یاد دست قطع شده ی داییم می افتم و می زنم زیر گریه.وسط هق هق گریم، صدای درهم و برهم پیرمرد و می شنوم:

حکمت خدا بود  . . .

خواست خدا هرچی باشه  . .  .

 

-وقت ملاقات تموم شده.میرم از داییم خدافظی کنم.خون سرخ خشک شده روی باند زخمش،تو سفیدی ملحفه،دیوار، بی رنگی سرم و صورت بی روحش ، تو ذوق می زنه. پیشونیش رو می بوسم . . .

-عزیز از حال رفته.مامان میگه از غصه ی مرگ پسر جونش کمرش خم شده و با دیدن حال و روز پسر بزگش ،کمرش شکست . . .

دایی جونم، ما همه ، کمرمون شکست ، وقتی که مسئولیت کاریت ، باعث این حادثه شد.فقط با لبخند تو زنده می شیم.

دوستت دارم،بیشتر از همیشه.آرزوم دیدن لبخند دوبارت  . . .

 

 

پی نوشت: تو خماری حکمت خدام . . .

 

پی پی نوشت: شکر سلامتی تون رو به جا می آرین ؟

ٍسلام من اومدم!!!!

با سلام و عرض تبریک به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید!!! البته میدونم کمی دیر شده ولی خوب سال تحصیلی بنده از 18 ماه شروع شده و به قول معروف ماهی رو هر وقت از آب بگیری منفعته!!! حالا که بعد از اندی دوباره بخت به اینجانب رو کرد و فعلا میتونم مطلب بنویسم! بگم که........ عرض تبریک دارم خدمت همه دانشجویان دانشگاه خودمون مخصوصا اهالی فکرو اندیشه و وبلاگ و بازم مخصوصا ترش خدمت همه ترم اولیها که سال جدید رو در دانشگاه ما شروع کردن .اونم چه دانشگاهی!! امیدوارم موفق باشن وپله های ترقی رو همینطور دوتا دوتا برن بالا و یک سلام وخسته نباشید جانانه حضور همه کادر آموزشی مخصوصا ریاست محترم دانشگاه که حقا زحمات بسیار بسیار بسیاری برای این دانشگاه مججججهههههز متقبل شدند دستشون درد نکنه ! امیدوارم همونطوری که ظاهر دانشگاهمون بهتر شده روح اونم که همون روح علم و تقوا هست بهتروبهتر بشه و یه روز برسه که اسم اونودرصدر همه دانشگاههای کشورمون به عنوان بهترینها ببینیم انشاءالله .موفق باشید ، یــــــــــــــا علــــــــــــی

باز آمد بوی ماه مـــــــــــــــــــــهر

...بالاخره ماه مهر داره از راه میرسه و تابستون امسال با گرما و شلوغی هاش کوله بارشو میبنده...امسال دومین سالیه که بنده اول مهر قرار نیست برم مدرسه و شعر بوی ماه مهر بخونم...وقت دبیرستان همه آرزوی دانشگاه دارن اما بعدا افسوس روزهایی رو میخورن که ...الان دلم میخواد اول مهر با لباس نوهام برم مدرسه و دوستامو بعد کلی وقت دوری زیارت کنم اما ...دانشگاه هم خوب جاییه.شاید شیطنتهامون کمتر شده اما رشد فکریی که تو دانشگاه اتفاق میفته قابل مقایسه با جاهای دیگه نیست .اسمش هم رووشه:  د ا ن ش گ ا ه .....اصلا حرف اصلیم یادم رفت!!!

فقط میخواستم ماه مهر و مدرسه رو تبریک بگم.همین بقیه حرفامو جدی نگیرید یهو آرزوهای سوخته ام یادم افتادن.باید قدر انشگاهمونم بدونیم تا بعداْ از این افسوسها بابت روزهای خوش دانشگاه شامل حالمون نشه.

پیام تبریک

ابو علی سینا، زکریای رازی، ابوریحان بیرونی ، دکترحسابی , من و سایر دانشمندهای ایران زمین ، عید سعید فطر رو به شما جویندگان دانش تبریک میگیم.

روز قدس روز اتحـــــــــــــــــــــد جهانی و تجربه من

امروز رفته بودم راهپیمایی،خوشم میاد این مردم همیشه توو صحنه حضور دارن و بدون این که مجبور باشن دور هم جمع میشن...چیزی که میخوام بگم اینه که توو مسیر یکی از جوونایی رو دیدم که کلا مخالف این جور گردهمایی ها بود.از همنایی بود که سرنوشت خودش رو جدا از سرنوشت مملکتش میدونه و یه جورایی هنوز خوابه.اینکه من با آنفولانزایی که تب و کوفتکی از سوغاتی هاشه ، پا شده بودم بیام راهپیمایی،یه کم براش مسخره بود و بهم گفت :دیوونه!!!اگه اسرائیل اونا میکشه تو هم با این حالت اومدی اینجا خودکشی...بهش گفتم :جون من فدای همون بچه های فلسطینی که به خاطر زیاده خواهی ها جلو چشممون پر پر میشن.دلم شکست از روزگار که این جوون مملکت ما چرا اینجوری سطحی فکر میکنه  که اگه بیرون مرزهای ما یکی داره ظلم میکنه و یکی زیر چکمه ی صهیونیستها له میشه ما رو سنه نه ...به مسیر راهپیمایی که رسیدم انگار دنیا رو بهم داده باشن یه جورایی داشتم پر در میاوردم.ماشاالله این مردم گل کاشتن.اون از انتخابات ،اینم از روز قدس که قیامتی بود، بیا و ببین.کیف کردم.بخصوص که بیشترشونو جوونا تشکیل داده بودن.ته دلم گفتم:خدا ازت ممنونم که اگه یکی از هم سن وسالهای من طرز فکرش اشتباهه،در عوض این همه جوون ایرانی اینجان که دلشون برای قدس می تپه.افرادی از اهل کتاب رو هم دیدم...طبق معمول نتونستم جلوی خودمو بگیرم و باهاشون چند کلمه حرف زدم...به نظر اونها مردم فلسطین قبل از اینکه مسلمون باشن،انسانند و هر انسانی حق داره تو این دنیا آرامش رو توو سرزمینهای مادریش احساس کنه واگه کسی این حق رو ازشون گرفته باید از صحنه ی روزگار محو بشه.خدایا چقدر این اسرائیل نامردی کرده که نه تنها مسلمونها که مردمی با اعتقادات متفاوت خواستار آزادی فلسطین و برگشتن مردم ش به سرزمین مادریشون هستن.

این برداشت من از راهپیمایی امسال بود...