رحمت سرشار خدا

در روايات آمده :

در روز قيامت دو نفر را مي آورند كه سزاوار دوزخ مي باشند، به يكي از آنها امر مي شود، وارد دوزخ شو.او با عجله و شتاب به سوي دوزخ مي رود، به او مي گويند مگر نمي داني تو را به كجا مي فرستند، در پاسخ گويد مي دانم ، من به خاطر نافرماني خدا مستحق دوزخ شده‏ام . اگر امروز نيز نافرماني كنم موجب عذاب بسيار و سخت خواهم شد، لذا براي اجراي فرمان خدا شتاب مي كنم . كه تأ خير نيفتد.

رحمت الهي به جوش مي آيد خطاب به مأ موران مي گويد كه اين بنده ام را باز گردانيد و به سوي بهشت روانه اش كنيد.

# # # #           

شخص ديگري را مي آورند، فرمان صادر مي شود كه او سزاوار دوزخ است ، و به سوي دوزخ روانه اش سازيد.او عرض مي كند: (خداوندا، هر چند گنهكارم ، ولي گمان من از مقام اقدس تو چنين نبود، من اميد به رحمت بي نهايت تو داشتم ).

خداوند به مأ موران خطاب مي فرمايد: (بنده ام راست مي گويد، او حسن ظن و اميد به رحمت من داشت ، نمي خواهم كه نااميد شود او را به سوي بهشت روانه سازيد).

بنده شرمنده تو، خالق بخشنده من

بيا بهشتت دهم ، مرو تو در نار ما

 

توبه شكستي بيا، هر آنچه هستي بيا

اميدواري بجوي ، ز نام غفّار ما

نشست تخصصی

با تشکراز عوامل برنامه ریزی و تدارک نشست تخصصی شماره ۱ با موضوع آسیب شناسی روابط قبل از ازدواج ؛ خانم ها طهمورثی و نجاری و آقای شبان و کلیه عزیزانی که ما را در اجرای بهتر این نشست یاری کردند و همچنین عزیزانی که دعوت ما را قبول کرده و در این نشست حضور به هم رساندند ؛ مواردی از نتایج نشست فهرست وار به اطلاع دانشجویان عزیز می رسد :

  • نمی توان به کلی و به صورت مطلق گفت ارتباط دختر و پسر خوب است یا بد .
  • فرستنده پیام ارتباطی ، گیرنده پیام ، محتوای پیام و کانال ارسال پیام ارتباطی در این ارتباطها خوب یا بد بودن آنها را مشخص می کند .
  • از این ارتباطات نامحدود شناخت حاصل نمی شود . راههای بهتر و مفید تری برای شناخت وجود دارد .
  • این ارتباطات باعث افت تحصیلی می شود . هرچند این افت کم باشد. البته این افت نسبی است نه مطلق.
  • این ارتباطات ما را از هدف اصلی مان که همان تحصیل است دور می کند .
  • چون معایب اینگونه ارتباطات بیشتر از محاسن آنهاست پس عقل حکم می کند نباشند . شاید در اول خیلی ساده و خوب باشد ولی رفته رفته احتمال خطر و بدتر شدن وجود دارد . چون انسان زیاده خواه است .
  • انسان باید به رضایت ذهنی برسد و آنهم زمانی است که عاشق معشوق حقیقی شود که زیباتر و بهتر از او نیست . چون عاشق هر کس شود مطمئنا بهتر و زیباتر از او وجود خواهد داشت و در این صورت رضایت ذهنی حاصل نمی شود .

اسامى مقدّس حضرت مهدى (عليه السلام) در كتب مذهبى اهل اديان

1 ـ «صاحب» در صحف ابراهيم(عليه السلام) 2 ـ «قائم» در زبور سيزدهم 3 ـ «قيدمو» در تورات به لغت تركوم 4 ـ «ماشيع» (مهدى بزرگ) در تورات عبرانى 5 ـ «مهميد آخر» در انجيل 6 ـ «سروش ايزد» در زمزم زرتشت 7 ـ «بهرام» در ابستاق زند و پازند 8 ـ «بنده يزدان» هم در زند و پازند 9 ـ «لند بطاوا» در هزار نامه هنديان 10 ـ «شماخيل» در ارماطس 11 ـ «خوراند» در جاويدان 12 ـ «خجسته» (احمد) در كندرال فرنگيان 13 ـ «خسرو» در كتاب مجوس 14 ـ «ميزان الحق» در كتاب اثرى پيغمبر 15 ـ «پرويز» در كتاب برزين آذر فارسيان 16 ـ «فردوس اكبر» در كتاب قبروس روميان 17 ـ «كلمةف الحقّ» در صحيفه آسمانى 18 ـ «لفسانف صدق» هم در صحيفه آسمانى 19 ـ «صمصام الاكبر» در كتاب كندرال 20 ـ «بقية اللّه» در كتاب دوهر 21 ـ «قاطع» در كتاب قنطره 22 ـ «منصور» در كتاب ديد براهمه 23 ـ «ايستاده» (قائم) در كتاب شاكمونى 24 ـ «ويشنو» در كتاب ريگ ودا 25 ـ «فرخنده» (محمّد) در كتاب وشن جوك 26 ـ «راهنما» (هادى و مهدى) در كتاب پاتيكل 27 ـ «پسر انسان» در عهد جديد (اناجيل و ملحقات آن) 28 ـ «سوشيانس» در كتاب زند و هومو من يسن، از كتب زردتشيان 29 ـ در كتاب «شابوهرگان» كتاب مقدس «مانويه» ترجمه «مولر» نام «خود شهر ايزد» آمده كه بايد در آخر الزمان ظهور كند، و عدالت را در جهان آشكار سازد 30 ـ «فيروز» (منصور) در كتاب شعياى پيامبر.

 

 علاوه بر اين ها اسامى ديگرى نيز براى حضرت مهدى(عليه السلام)در كتب مقدّسه اهل اديان ذكر شده است. اسامى مقدّسى چون: «صاحب، قائم، قاطع، منصور و بقية اللّه» كه در كتب مذهبى ملل مختلف آمده است، از القاب خاصّ وجود مقدّس حضرت حجّت بن الحسن العسكرى ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف ـ است كه در بيشتر روايات اسلامى، به آنها تصريح شده و ائمّه معصومين(عليهم السلام) در اكثر روايات، از آن حضرت به عنوان «صاحب»، «قائم» و «بقية اللّه» ياد كرده اند. و اين خود بيانگر اين واقعيّت است كه موعود همه افمّتها و ملّتها همان وجود مقدّس منتظر غايب، حضرت حجّت بن الحسن العسكرى (عليه السلام) است.

احادیث درباره علم

هرعلمی وبال صاحب خویش است مگر کسی که به آن عمل کند.         (پیامبراکرم  ص )

هرکه دانش را به خاطرغیرخدا فرا گیرد، جایگاه خویش را درآتش قرارداده .                    

ای ابوذر! هرکه به اوعلمی داده شده که اورا نمی گریاند، هرآینه دانش بی فایده ای به اوداده شده !

جوینده دانش رکن اسلام است و اجر و پاداش او همراه با انبیا داده میشود.

خواب همراه با علم بهتر است از نماز همراه با جهل .

غایت علم ، خوف از خداوند سبحان  و ثمره ی علم ، اخلاص  است.        (حضرت امیر ع)

لغزش و انحراف عالم ، عوالم را  به فساد میکشد. 

دلیل جهالت عالم  این است که به علم خود عمل نکند.                                                       

چه بسا جهل  که از علم سودمندتر است !!!  

عالم از علم سیر نمیشود و خود را به سیری نمیزند.                                                   

هرکس به آنچه میداند عمل کند خداوند او را به آنچه نمیداند عالم میکند.  ( امام   باقر   ع )

عمل جز با معرفت پذیرفته نمیشود و معرفتی پدید نمی آید جز با عمل.

70 گناه جاهل بخشوده میشود قبل ازاینکه 1 گناه عالم بخشوده شود.   (امام صادق   ع  ) 

 اگر مردم به آنچه در تحصیل علم و معرفت هست پی میبردند آنرا طلب میکردند اگرچه به ریختن خونشان و فرو رفتن در اعماق دریاها باشد.                                                                                                                                                     

    

  به حضرت داوود (ع)  وحی شد : سبک ترین عقوبت از 70 عقوبتی که به  عالم غیرعامل میکنم اینست که از دل او حلاوت یاد خود را خارج میگردانم.

 

 

                   اللهم عجل              لولیک الفرج 

 

 

روابط دختر و پسر-قسمت سوم ( آخر)


● در باره‌ی دوستی ما بین دختر و پسر


خداوند متعال در وصف زنان ایمان‌دار می‌فرماید: «...وَلا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ...» {نساء / ۲۵} ‌یعنی دوستی برای خود برنگزیده‌اند (آشکارا یا ‌پنهان) و در این آیه برایمان ‌به وضوح معلوم می‌شود ‌که دوستی دختر و پسر جایز نیست و هنگامی‌که ‌خداوند چیزی ‌ را ‌جایز ‌نمی‌داند حتماً حکمتی در آن ‌نهفته ‌است.
‌دختران دارای احساسات لطیفی هستند و ‌اگر دختری با پسری ارتباط داشته باشد ‌و آن ‌پسر او را به شیوه‌ای به سوی خود متمایل نموده و به او وعده‌ی تشکیل خانواده را داد و آن دختربه او متمایل شد و سپس بر حسب هر گونه شرایطی آن پسر از ادامه‌ی کار منصرف شد و او را ‌رها کرد، ‌به احتمال زیاد به دختر لطمه‌ی روانی زیادی خواهد رسید و آثار مخربی ‌بر ‌روح ‌و روان او بر جای خواهد گذاشت که ‌به ‌سختی میتواند ‌آن را فراموش کند و در آینده ‌مشکلات خاصی را برایش به ‌بار می‌آورد. ‌بدان که خداوند مهربان بیش از خود ما خواهان نفع و سود ماست، ‌پس لازم است گوش به فرمانش ‌بوده ‌و خود را از ‌محرمات ‌دور بداریم وقبل از هر چیزی هدفمان رضایت پروردگار باشد نه چیز دیگر.خداوند متعال می‌خواهد ‌که ما را از ‌هوی و هوس دور ‌بدارد و ما را از ‌افتادن ‌در ‌دام شیطان محفوظ کند، ‌این است ‌که او تمام درهای ‌مختوم ‌به ‌گناه ‌را ‌بر ما ‌بسته است، ‌و ارتباط ‌بین دختر و پسر زمینه‌ی مساعدی است برای حضور شیطان، ‌تا ‌در درونمان نفوذ کند و تمام اعتقادات دینیمان را از رگ و ریشه بدرآورد و ما را از راه راست منحرف کند همچنان که سبب بیرون راندن ‌اجدادمان، ‌آدم و حوا از بهشت شد و همچنین مثل خودش که تا ابد در گمراهی و تاریکی خواهد ماند و می‌خواهد ما را نیز همچون خود توشه‌ی جهنم گرداند.
بار دیگر به اصل مطلب بر ‌می‌گردیم ‌اگر نگاهی بر دوستی و ‌روابط ‌ بین ‌دختران و پسران ‌بیاندازیم ‌هرگونه گناه و نافرمانی خدا را شاهد خواهیم بود، ‌از خلوت‌هایشان گرفته ‌تا ‌نگاه‌های حرام ‌و ‌وسوسه‌برانگیز ‌و ‌سخن گفتن‌های نازک ‌همراه ‌با احساسات عاشقانه برای همدیگر، ‌که ‌خداوند ‌آن را ‌جایز ‌ندانسته ‌و طبق آیات ‌آن ‌را حرام ‌کرده ‌است و سایر مضرات آن را ‌که ‌خدا ‌می‌داند.... ما نیز به عنوان امّت مسلمان که دارای آیین و عرف خاص خود هستیم، ‌نه فرهنگ ما ‌و نه آیین ما اجازه ‌چنین پیوند‌های نامشروعی را ‌نمی‌دهد ‌هر ‌چند ‌امروزه ‌در دانشگاه‌ها و سایر اماکن شاهد چنین روابطی ‌هستیم. ‌باید ‌مواظب ‌باشیم ‌که ‌صحبت‌ها ‌و برخوردهایمان با جنس مخالف جز در زمینه‌های معروف ‌و ‌شایسته ‌صورت نگیرد و حدود خداوند را با ‌جان و دل پاس بداریم.
در پایان از خداوند متعال خواستاریم که راه راست را ‌به ‌همه‌ی ما نشان دهد و ‌فکر و عقیده‌ی سالمی نصیبمان گرداند و بر ما نیز واجب است در هر حال حریم خداوند را نگه داریم، ‌خداوند می‌فرماید:
«وَمَن یَتَّقِ ٱللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجاً وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لاَ یَحْتَسِبُ» (الطلاق ۲و۳) یعنی کسی که از خداوند بترسد و به خاطر او کاری را ‌انجام ‌ندهد ‌خداوند درِ ‌خوشبختی را بر او ‌می‌گشاید ‌و از راهی به ‌او می‌بخشد که خود انسان از آن متعجب است.

تبریک

فرارسیدن اول ذیحجه سالروز ازدواج زهرای اطهر و امیر مومنان مبارک باد .

پیوندتان مبارک

سالروز ازدواج سرو ولایت  علی  و  بانوی جنّت  زهرا  بر شیعیان مبارک

گل لاله - 6

درد عشق

درد عشقي كشيده ام كه مپرس

زهر هجري چشيده ام كه مپرس

 

گشته ام در جهان و آخر كار

دلبري برگزيده ام كه مپرس

 

آنچنان در هواي خاك رهش

مي رود آب ديده ام كه مپرس

 

من به گوش خود از دهانش دوش

سخناني شنيده ام كه مپرس

 

سوي من لب چه مي گزي كه مگوي

لب لعلي گزيده ام كه مپرس

 

بي تو در كلبه ي گدايي خويش

رنجهايي كشيده ام كه مپرس

 

همچو حافظ غريب در ره عشق

به مقامي رسيده ام كه مپرس

پیام تسلیت

اهل بیت نبوه

قلب مرا  از سینه ام  بر دار ، نگذار               دار و ندارم را  کس دیگر بگیرد

دلواپس امادلخوشم شایدکه دستت            دست مراهم لحظه ی آخربگیرد

سالروز شهادت امام جوانان و جوانترین امام ، اباجعفر محمد ، امام جواد (ع) بر شما  تسلیت باد.                 

تنهایی ها

ای همه ی پنجره هاروبه تو          شهرو ده آشفته ی آشوب تو

کوه   مه آلود   پرابهام   من           عشق  پرآوازه ی  گمنام  من

کاش دلم پیش شمابود وبس         آن طرف  پنجره ها بود و بس

من همه ویرانی و  ویرانی ام         حک شده این نقش به پیشانیم

سردو نفسگیر وترک خورده ام         زیر  تلنبار  خودم   مرده ام

عقربه ی ساعت مرگم توباش          شاهدجان دادن برگم توباش

کی  تو به داد دل من میرسی          بازرهانیش ز دلواپسی ؟

  حادثه  شو  اول  تقویم   را              خط بزن از دفتر من بیم  را

حادثه یعنی که توازگل سری           از همه ی آینه ها  بهتری

حادثه یعنی که جهان مال توست         هرچه غزل هست همه فال توست

ای گل خوش خنده ی آتش تبار        نسبت  فامیلی  من  با  بهار

پیرهنت  بافته   از  ابر   و  نور            گل زده  بر دور وبرش از بلور

ای  ز بهشت آمده ی خاکیم !             آدم خاکی تن  افلاکیم !

وسوسه ی گندم وسیبم تویی           آنکه  دهد باز فریبم ،  تویی

باز به من  معنی  بودن  بده               فرصت ازعشق سرودن بده

اینکه نباشی به خدافاجعه ست                        یخ زدن  پنجره ها  فاجعه ست

پنجره را بسته ام از دوریت                  یوسف من! خسته ام ازدوریت

بی خبراز دغدغه و اضطراب                بند دل نازکم  امشب  بخواب

جاده ی طولانی پر پیچ و خم               باز رساند  دو نفر را به هم

میرسی و شب همه شب روشن است             هرچه خوشی هست همه بامن است

 

 

   

سلامی دوباره

سلام

از اینکه چند روز به خاطر سفر تهران ؛ نتوانستم در خدمت دوستان باشم عذرخواهی می نمایم.

از همه نویسندگانی که در این ایام مطلب نوشته اند صمیمانه تشکر می کنم.

از دوستانی که در زمینه فراهم آوردن مقدمات نشست تخصصی در نبود بنده زحماتی را متقبل شده اند سپاس خودم را ابراز می کنم .

‌روابط دختر و پسر – قسمت دوم

 

 ● عشق و علاقه‌ی قبل از ازدواج.....!


دوستی بین دختر و پسر قبل از ازدواج به هیچ شیوه‌ای جایز نیست هرچند امروز به وضوح ‌شاهد آن هستیم و در این روابط ‌به یک سری مسائل روی می‌آورند که آیین مبین اسلام آن را جایز نمی‌داند، ‌متاسفانه امروزه شاهد دختران و پسرانی هستیم که ‌به ‌شیوه‌ای مخفی ‌با همدیگر ارتباط ‌دارند ‌که آن را ‌خاطرخواهی می‌نامند و از طرف دیگر با ‌هم صحبت می‌کنند، ‌قرار ‌ملاقات می‌گذارند، ‌و از طریق ‌نامه و تلفن و.... با هم تماس می‌گیرند و آن را با حرف‌های ‌نرم وسوسه‌انگیز می‌آرایند که سبب تضعیف ‌نفس و درون ‌در مقابل هوی و هوس می‌شود، ‌سپس ‌از ‌طرف دختر ناز و عشوه‌ی ‌ بیشتری ‌در حرف زدن‌ها سر می‌زند و علاوه بر آن نگاه‌های وسوسه انگیزشان بر هم، ‌که خدا می‌داند چه تاوان و عقوبتی به دنبال خواهد داشت ‌شاید فکر کنند با این ارتباط ‌دوستی در جامعه محبوب می‌شوند ولی آیا هیچ شفاعتی نزد خداوند برایشان به همراه خواهد داشت؟ در حالی که هم‌چنان‌که بحث شد اگر حب و دوستیت سبب سرپیچی از اوامرخداوند ودوری از او گردد ‌نوعی ‌شریک ‌برایش قائل شده‌ای.


پیامبر گرامی اسلام (ص)می‌فرمایند: "إیاکم ‌و الدخول علی النساء فوالذی نفسی بیده ما خلا رجل بامراة الا دخل الشیطان بینهم" [الطبری]یعنی «از اختلاط با زنان بپرهیزید، ‌قسم به خدایی که نفسم ‌به دست اوست هیچ مردی زنی را ترک نمی‌کند در حالی با هم دو نفری خلوت کرده‌اند ‌مگر ‌آنکه شیطان ‌سوّمی آنها ‌بوده باشد.»


حال خواهر و برادر ایمانی!!!!!!می‌دانید که اگر شیطان ‌مابین دختر و پسری واقع شد آنها را به سوی چه تاوانی سوق خواهد ‌داد و ‌چه وسوسه و تمایلی در این نشستن‌ها پدید خواهد آورد برهمین اساس ‌است که اسلام ‌خلوت زن و مرد ‌نامحرم ‌را ‌با همدیگر جایز نمیداند (چه حرف زدن و نگریستن به همدیگر باشد وچه ‌از آن بیشتر....)تا آنها را از عملی که خداوند حرام کرده ‌حفظ کند، ‌همه ‌می‌دانیم غریزه جنسی قوی‌ترین غریزه است و خلوت دختر و پسر با هم سبب تحریک آن و کشاندن آن دو به طرف گناه و... می‌شود. پس لازم است دختر و پسر هیچ‌گاه با هم‌دیگر خلوت نکنند مگر با حضور یکی از محارم دختر، ‌آنهم با رعایت اصول مطرح شده ؛و این سبب تقوی ‌و پرهیزگاری ‌و آرامش درون است، ‌نه چیز دیگر.

 خداوند متعال می‌فرمایند: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَی لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یصْنَعُونَ» (النور /۳۰) یعنی؛ ای محمد بگو به مردان مومن ‌که ‌نگاه‌هایشان ‌را ‌از ‌نامحرم ‌نگه ‌دارند ‌و پاکدامنی ‌پیشه ‌کنند واین ‌سبب ‌تزکیه‌ی ‌آنهاست ‌و خداوند بر اعمال آنها اگاه ‌است.


بر همین ‌اساس، ‌ارتباط دختر و پسر قبل ‌از ‌ازدواج ‌حرام ‌شده است هر چند با هم قرار پیوند ازدواج در آینده را نیز بسته باشند و این را هم باید دانست که بدون ‌تشکیل زندگی مشترک محبت واقعی پدید نمی‌آید... در حالی که عشق ومحبت مفهومی پاک و دوام دار است، ‌به شرطی که ‌در جایگاه ‌خود ‌به ‌کار آید، ‌مثل ‌دوستی خداوند متعال و پیامبر و همسر وفرزند و اقوام ‌و... اما ‌کدام ‌از یک ‌از ما اگر یک نفر از جنس مخالف خود را دوست داشت، ‌به او فکر نخواهد کرد و خیالش به سوی او روانه نخواهد شد و صفاتش را در ذهن مجسم نخواهد کرد تا اینکه آتش شوق ‌دیدار محبوب ‌در او ‌به ‌خاموشی گراید؟

 سؤالم از شما خواهر و برادر عزیز اینست که آیا تمام این‌ها بدون تشکیل ‌زندگی زناشویی میسر خواهد شد؟


● چه وقت می‌توان ابراز عشق و علاقه کرد؟


بی شک دوستی وعشق حلال است اگر به شیوه‌ای صحیح به کار آید ‌( منظورم ‌آن دوستی و پیوند ‌بین ‌دختران ‌و پسران امروزی نیست)بلکه همان طور که قبلا اشاره شد، ‌همین دوستی و محبت حرام خواهد بود در صورتی که ‌سبب غفلت ‌و دوری ‌از برنامه خدا وپیامبرش شود، ‌به ‌عبارتی دیگر خداوند به زن مسلمان اجازه ‌نداده است قبل از زندگی زناشویی با مردان ‌به شیوه‌ای ‌که همراه ‌با ناز ‌و عشوه، ‌که توجه مردان را جلب ‌می‌کند ‌صحبت ‌کند ‌هم‌چنان ‌که ‌خداوند ‌متعال ‌به ‌همسران ‌پیامبر می‌فرماید: «یا نِسَاءَ النَّبِی لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنْ النِّسَاءِ إِنْ اتَّقَیتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً» {الاحزاب /۳۳} ‌این هم آداب و رفتاری است که خداوند متعال به همسران پیامبر( که الگوی سایر زنان میباشند) فرمان ‌می‌دهد تا خود را با آن ‌بیارایند و خداوند فرمود: ‌«...فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ...» یعنی به شیوه‌ای همراه با ناز ‌و عشوه با مردان (نامحرم) سخن نگویید.
همچنین خداوند می‌فرماید: «وَقُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً» یعنی هنگامی سخن گفتن با ‌حیا ومتانت حرف بزنید و از ناز و عشوه (همچنان ‌که ‌با ‌شوهران ‌خود حرف می‌زنید) برحذر باشید.‌خواهر عزیز! برای همین است که باید خود را از این شیوه رفتارها دور نگه‌داری ‌و عشق و علاقه‌ خود را نثار ‌هیچ کس جز برای همسرت نگردانی. یعنی ‌ابراز ‌تمایل و دوستی به او و.... که در این آیه به ‌وضوح ‌به ‌این ‌مسائل اشاره شده است. پس خواهرم آگاه باش که در دام گناه و زشتی نیفتی در حالی ‌که ‌آن را ‌احساس ‌نمی‌کنی، ‌بلکه ‌خود را ‌با خلق خوی زن مسلمان ایمان‌دار زینت ده و خود و دینت را محفوظ بدار و ‌به هنگام صحبت کردن ‌به شیوه‌ی ‌سنگین و محکم و همراه با ادب و متانت عمل کن به‌گونه‌ای که سبب برانگیختن هوی و هوس سُست‌دلان ‌نشود ‌و... بی‌شک به هنگام صحبت کردن اگر حس علاقه ودوستی خود را ‌نسبت ‌به ‌مردان نامحرم ابراز کنی ( چه به تنهایی با هم باشید و چه افراد دیگری ‌هم ‌حضور ‌داشته باشند) در حقیقت تمام احساسات و اشتیاق او را نسبت به ‌خود ‌تحریک ‌کرده‌ای ‌که مناسب مؤمن نیست و انجام آن جایز نیست، ‌هم‌چنین ‌اگر پسر این رفتار را در ‌قبال دختر انجام دهد و با حرف‌های نازک و محبت‌آمیز به او نزدیک شود تمام ‌احساسات و شوق و علاقه‌اش را نسبت به خود تحریک می‌کند و ‌بی‌گمان با این رفتارها در منجلاب فتنه و آشوب خواهند افتاد و در آینده نیز دچار ‌نابسامانی‌هایی خواهند ‌شد، ‌وهرکس خواهان رسیدن به ‌غرایز و امیال ‌خود ‌است ‌بهتر ‌است ‌ابراز ‌این ‌حس دوستی و عاشقانه را برای زندگی زناشویی با همسر خود به تعویق بیاندازد که ابراز آن قبل از ازدواج چندها تاوان و فساد به‌دنبال خواهد داشت، ‌به‌طوری ‌که ‌بعد از ازدواج نیز هرگز به هم‌دیگر اعتماد کامل نخواهند داشت و آشیانه خوش‌بختی ‌آن‌ها با کوچکترین گردباد روزگار از هم خواهد پاشید.
جوانی که توانایی ازدواج ندارد بهتر است روزه بگیرد ‌تا ‌اینکه ‌خداوند ‌دری از درهای رحمتش را بر او بگشاید واین پیروی از سفارش حضرت رسول (ص)است که می‌فرماید: "یا معشر الشباب من استطاع منکم البائة فلیتزوج ‌و من لم ‌یستطع ‌فعلیه ‌بالصوم فانه ‌له ‌وجاء" ‌{البخاری} یعنی ‌ای ‌جوانان ‌اگر توانایی دارید، ‌ازدواج کنید و هر کس توانایی ندارد ‌بهتر ‌است ‌روزه ‌بگیرد، ‌چرا که روزه قلعه و سدی ‌است ‌در ‌برابر گناه ‌و ‌سبب پاکی نفس و درون است ‌و اگر صبر پیشه کنید ثواب آن نزد خدا است. ‌
تو با ‌روزه ‌گرفتن ‌افسار ‌هوی و هوست را در دست گرفته وآن را تسلیم اوامر خداوند متعال ‌گردانیده‌ای ‌و ‌این ‌نیز ‌جزیی از جهاد نفس ‌محسوب می‌شود که پاداش آن نزد خدا است هم‌چنان‌که خداوند می‌فرماید: «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» {عنکبوت /۶۹} یعنی: کسانی که در راه ‌ما تلاش و کوشش می‌کنند راه راست را بر آنها می‌نمایانیم...

 



قسمت سوم (آخر)اين متن درباره دوستی ما بين دختر و پسر در آيات قرآن است كه انشاالله فردا مينويسم...

 

افتتاح

اولا لازم میدونم بخاطر مطلبی که در متن قبلیم نوشتم از نویسندگانی که

تا حالا مطلب ننوشتن عذر بخوام...

ثانیا یه خبر توپ و دسته اول که حداقل امیدوارم نشنیده باشین سندشم 

متقن و محکمه چون این خبر رو از دبیر کانون شنیدم....

روز چهارشنبه وزیر علوم تو اسکو هستن و از همه مهمتر برای افتتاح دانشگاه

پیام نور میان....

و ثالثا هیچی.....

یکی گوید سراپا عیب دارم   

یکی گوید زبان از غیب دارم                

نمی دانم که هستم هرچه هستم     

قلم چون تیغ می رقصد به دستم  

 

 

روابط دختر و پسر

شریعت مبارک اسلام روابط دو جنس مخالف را با توجه به حد و حریمی تعریف می‌کند و در سنّت و سیره‌ی حضرت رسول (ص) به آن پرداخته شده است، ‌که لازم است ما نیز به عنوان پیرو آن مکتب به رعایت آن همت گماشته و سعی در انتقال آن ‌به نسل آینده خود داشته و بدان وسیله گامی در جهت اصلاح و سلامت جامعه برداشته باشیم، ‌در حقیقت با اهمال و بی‌توجهی در این مسیر ‌امت اسلامی به سوی هرج و مرج و انحطاط اخلاقی ‌کشانده خواهد شد. در دین اسلام روابط بین دختر و پسر به طور کلی ممنوع نگردیده است بلکه حدودی برای آن مشخص شده، ‌به طوری که در آن نه افراطی باشد و نه تفریطی، ‌یعنی همان خط اعتدال.
اگر کوتاهی در اجرای حدود خداوند در این مسئله صورت گیرد چه خواهد شد؟ در این صورت ما را به سوی اوج فساد و انحطاط جامعه سوق خواهد داد یعنی به سوی بی‌اخلاقی و تجاوز به فرامین خداوند متعال. ما بسیاری از دختران و پسران را ‌می‌بینیم که ‌در ‌چنین شرایطی هستند و ظاهراً هیچگونه راهنمایی و راهکاری برای آنها ارائه نمی‌شود. آیا این عدم ارائه راهنمایی به آنها به کمبود دین در ارائه ‌الگوی درست و به‌جا بر می‌گردد؟ در حالی که برای هر مسئله‌ای در سیره حضرت رسول(ص) و قرآن الگو و اسوه‌ای ارائه شده ‌است و این ‌به دوری ما از قران و سنت و تقلید‌های کورکورانه از دنیای جدید بر می‌گردد نه به نقص در دین‌.


● اما در ارتباط با ‌عشق و دوستی...؟
دوست داشتن از والاترین و زیباترین مفاهیم زندگی است واسلام نیز ‌آیین دوستی و رحمت و مهربانی است اما آنچه مد نظر ما است دوستی ‌و عشقی است بدور از هر گونه پلیدی و انحراف از قانون ‌خداوند و بدون هر گونه عوارض نا مطلوب فردی واجتماعی، ‌که به عنوان مثال به دوستی و علاقه‌ی مسلمان به برادر وخواهر دینی خود و یا عشق و علاقه‌ی زنی به شوهرش و بالعکس و عشق و علاقه‌ی مادر ‌به فرزندش و فرزند به والدینش و...می‌توان اشاره کرد. والاترین عشق و علاقه حب به خداوند است که در پرستش او متجلی می‌گردد پس هیچ کس ‌را به اندازه‌ی او دوست ‌مدار و برایش ‌شریکی قرار مده که ‌اگر کسی را بیشتر از او دوست بداری در حقیقت شریک برایش قائل شده‌ای.
همچنانکه خداوند می‌فرمایند: «وَمِنْ النَّاسِ مَنْ یتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَندَاداً یحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبّاً لِلَّهِ...»(البقرة/۱۶۵). در عشق ودوستی بنده مسلمان به مسلمان دیگر هیچ ‌تاوان و گناهی ‌نیست ‌بر همین اساس که اگر او به کسی علاقه داشت (چه پسر برای دختر وچه دختر برای پسر) که ‌البته باید به عنوان خواهر و برادر دینی و تنها به خاطر خداوند و خلق و خوی نیکش ‌او را دوست بدارد. اما به چه شیوه کسی را به خاطر خداوند دوست می‌داری؟ ‌بله می‌توان به خاطر خدا کسی را دوست داشت ‌یعنی در آن رضای خداوند مدنظر باشد َو به حدود او تجاوز نشده ‌باشد، ‌همه ‌می‌دانیم خداوند ‌برای زندگی برنامه و ‌منهجی فرو فرستاده تا پیرو آن باشیم هم‌چنان‌که می‌فرماید: «وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَلا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»(الانعام/۱۵۳) در حقیقت راه خدا ‌تنها راهی است ‌که به عنوان برنامه و راه روش زندگی ‌در نظر گرفته ‌شده ‌است ‌که ‌در آن ‌هیچ کمی‌ و کاستی ‌راه ندارد ‌و لازم است دختران و پسران ‌دنباله ‌رو ‌این منهج باشند ‌بر همین مبنا است اگر به ‌طرف آن رفته وبر آن دوام ‌داشتند ‌رضایت خداوند را بدست خواهند اورد ‌واگر ‌از آن منحرف شدند و راه دیگری را در پیش گرفتند ‌در اصل از راه خداوند دور شده اند ‌وبه دور از راهنمایی او در گمراهی ‌خواهند ‌ماند. در ‌روابط ‌بین ‌پسر ‌و دختر نیز لازم است که از حد وحدود ‌او تجاوز نشود که شامل ‌برخورد ‌و رفتارهای ‌نیک ‌و ‌به دور از هر گونه وسوسه و هوس ‌است که خداوند از ما خواسته است به عنوا ن نمونه می‌توان به داستان حضرت ‌موسی(ع) ‌اشاره ‌کرد، ‌هنگامی‌که به چاه ‌آبی می‌رسد که دو دختر ‌در آنجا توانایی ‌کشیدن ‌آب ‌از چاه را ندارند تا ‌گوسفندانشان را سیراب کنند موسی(ع) ‌به آنها کمک می‌کند. پس در حقیقت عدم رعایت حدود ‌در روابط ما بین دختر ‌و ‌پسر ‌یعنی معصیت در محضر خدا.
خداوند از زنان و ‌مردان ‌می‌خواهد ‌تا ‌خود ‌را با زیباترین رفتارها ‌زینت دهند ‌و به عنوان ‌دو ‌عضو ‌فعال و تاثیر گذار در اجتماع ‌حضور یابند و در این زمینه ‌دین مبین اسلام تفاوتهای فطری بین زن و مرد را درنظر گرفته که آنها را ملزم به رعایت یک ‌سری ‌آداب ‌و ‌رفتار ‌خاص ‌می‌کند ‌تا ‌اینکه ‌خود و حیثیتشان را ‌در ‌برابر ‌سُست‌دلان محفوظ بدارند.

 

سه شنبه ادامه مطلب را خواهم نوشت

  اطلاعيه

  

جمعيت فكر و انديشه همزمان با

 

سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت زهرا(س)

و

روز ازدواج و خانواده

 

برگزار ميكند:

 

نشست تخصصی آسيب شناسی روابط قبل از ازدواج

 

 

زمان:پنجشنبه 28/8/1388ساعت  9:30صبح

مكان:دانشگاه پيام نور واحد اسكو

 

 

از كليه كسانی كه برای حضور در اين نشست دعوت بعمل آمده است، خواهشمنديم در حد امكان به منابع مراجعه نموده و با مطالعه و حضور ذهن در اين جلسه شركت نمايند.

 

با تشكر...جمعيت فكر و انديشه   برگزار كننده ی نشستهای تخصصی زير نظر كانون قرآن و عترت

 

عشق

بعد از مدتها که نبودم و متاسفانه در غیابم وبلاگ کیفیت پایینی داشت خواستم این مطلب خوب و بنویسم تا هم به دردتون بخوره و هم یه کم وضعیت وبلاگ سر و سامون پیدا کنه.

درباره ی عشق(برای پسران)

 

درباره ی عشق(برای پسران)

 این نماد معنی را در حسن صورت دیدن یك استنباط كاملاً عرفانی و منوط به عشق عرفانی است. اما منظومه سرایان دیگر ادبیات فارسی چون نظامی در منظومه « خسرو و شیرین » بسیار با تحلیل زیبا و شگرف از بیداری عشق و بیدار شدن عشق را منوط به حسن صورت می داند. در آن جایی كه نقاش چیره دست و ماهر صورت خسرو را بر كاغذ رسم می كند و چون چشم شیرین به آن صورت می افتد می گوید:

درباره ی عشق(برای پسران)

به خوبان گفت كان صورت بیارید

كه كرده است این رقم پنهان مدارید

بیاوردند صورت پیش دلبند

بدان صورت فرو شد ساعتی چند

نه دل می داد از او دل برگرفتن

نه می شایستشی اندر برگرفتن

چو می دید از هوس می شد دلش سست

چو می كردند پنهان باز می جست

 

 

اما صورت نزد عطار مفهوم دیگری را می رساند، عطار ماهیت را در صورت جستتجو نمی كند بلكه جاودانگی ماهیت را نیز مبادی عشق می پندارد چنانچه این حكایت مدعای این حالت است.

 

درباره ی عشق(برای پسران)

دردمندی پیش شبلی می گریست

شیخ ازو پرسید كاین گریه ز چیست

گفت شیخا ! دوستی بود آن من

كز جمالش تازه بودی جان من

وی بمرد و من بمیرم از غمش

شد جهان بر من سیاه از ماتمش

شیخ گفتا شد دلت بی خویش ازین؟

خود نمی باشد سزایت بیش ازین

دوستی دیگر گزین این بار تو

كه نمیرد هم نمیری زار تو

دوستی كز مرگ نقصان آورد

دوستی را از غم جان آورد

هر كه شد در عشق صورت مبتلا

هم از آن صورت فتد در صد بلا

احادیثی از امام زمان (عج)

 قالَ (علیه السلام) : أما تَعْلَمُونَ أنَّ الاْرْضَ لا تَخْلُو مِنْ حُجَّة إمّا ظاهِراً وَ إمّا مَغْمُوراً.

فرمود: آگاه و متوجه باشید که در هیچ حالتى، زمین خالى از حجّت خداوند نخواهد بود، یا به طور ظاهر و آشکار; و یا به طور مخفى و پنهان. 


 قالَ (علیه السلام) : إذا أذِنَ اللهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ، وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْکُمْ.

فرمود: چنانچه خداوند متعال اجازه سخن و بیان حقایق را به ما بدهد، حقانیّت آشکار مى گردد و باطل نابود مى شود و خفقان و مشکلات برطرف خواهد شد.

 

قالَ (علیه السلام) : وَ أمّا وَجْهُ الاْنْتِفاعِ بى فى غَیْبَتى فَکَالاْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إذا غَیَّبَها عَنِ الاْبْصارِ السَّحابُ.
فرمود: چگونگى بهره گیرى و استفاده از من در دوران غیبت همانند انتفاع از خورشید است در آن موقعى که به وسیله ابرها از چشم افراد ناپدید شود.



قالَ (علیه السلام) : وَاجْعَلُوا قَصْدَکُمْ إلَیْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ، فَقَدْ نَصَحْتُ لَکُمْ، وَ اللّهُ شاهِدٌ عَلَیَّ وَ عَلَیْکُمْ.
فرمود: هدف و قصد خویش را نسبت به محبّت و دوستى ما - اهل بیت عصمت و طهارت - بر مبناى عمل به سنّت و اجراء احکام الهى قرار دهید، پس همانا که موعظ ها و سفارشات لازم را نموده ام; و خداوند متعال نسبت به همه ما و شما گواه مى باشد.


قالَ (علیه السلام) : أمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإنَّهُ إلَى اللهِ، وَ کَذَبَ الْوَقّاتُونَ.

فرمود: زمان ظهور مربوط به اراده خداوند متعال مى باشد و هرکس زمان آن را معیّن و معرّفى کند دروغ گفته است.



قالَ (علیه السلام) : أکْثِرُواالدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ، فَإنَّ ذلِکَ فَرَجَکُمْ.
فرمود: براى تعجیل ظهور من - در هر موقعیّت مناسبى - بسیار دعا کنید که در آن فرج و حلّ مشکلات شما خواهد بود.

 

پیچک

 گل پیچک زیبای همسایه  سمت چپی هرروز بزرگترو زیباتر میشد و هر روزهمسایه سمت راست از دیدن اون پر میشد از حس  خوب زندگی ، همیشه آرزومیکرد که ایکاش منم یکی از اونو داشتم اما... یه روز به این فکر افتاد که نکنه همسایه راضی نباشه که گل عزیزو زیبایش تو حیات ما بیفته آخه بعضیا راضی نمیشن که  دیگران هم از داشته هاشون استفاده کنن ! این بود که همه شاخ وبرگای گل رو جمع کردو انداخت رو پشت بام همسایه ! همسایه وقتی اومد خونه و این منظره رو دید باخودش گفت چه آدمایی پیدا میشن حتی تحمل گلی به این زیبایی رو هم نداشتن ! رفت و تمام شاخ و برگهای پیچک رو جمع کرد و مسیر رشد اونو عوض کرد که دیگه راهش به حیات همسایه نیفته ! سالها گذشت بدون اینکه کلمه ای از موضوع بین دو همسایه رد وبدل بشه ودیگه هیچ کدوم با دیدن پیچک حس خوبی نداشت ، دیدن گل اونا رو یاد قضاوتشون میانداخت وهر کدوم بیشتر از دیگری بدش می اومد!!!پیچک زیبا که عادت داشت همه از دیدنش  خوشحال بشن وقتی اوضاع رو اینجور دید با خودش گفت خدا منو برای وصل کردن آفریده بود اما حالا من باعث دوری دو نفر شده ام، آنقدردلش گرفت و افسرده شد که شروع کرد به زرد شدن در فصل بهار که همه جا سرسبز میشه پپچک زیبا خشک شد همه شاخه های زیباش با اون برگهای با طراوتش خشک شدند، دل هر دو همسایه از این موضوع خیلی گرفت ، همسایه سمت چپی تصمیم گرفت حالا که دیگه گل زیبا وعزیزش خشک شده بره وعلت اون همه بی مهری همسایه اش رو ازش بپرسه رفت و.... وقتی هر دو به اصل موضوع پی بردند از قضاوت نادرستشون در مورد دیگری شرمنده شدند اما دیگه فایده ای نداشت چون دیگه پیچک زیبا مرده بود ، اونا بادیدن شاخ و برگای خشک شده بسیار اشک ریختند و... هر روز اونو آب میدادند و به امید سبز شدن دوباره اش کنارش آواز شوق میخوندند و توو دل میگفتند یعنی دوباره سبز میشه!!!؟؟؟   

یه چند ثانیه تامل کنید     please   !!!!

جوهر اگر در خلاب افتد. همچنان نفیس است . وغبار اگر به فلک رسد همان خسیس.

استعداد بی تربیت دریغ است و تربیت نا مستعد ضایع.

خاکستر نسبی عالی دارد که آتش جوهر علوی است ولیکن چون به نفس خود هنری ندارد با خاک برابرست .

و قیمت شکر نه از نی است که آن خود خاصیت وی است .

چون کنعان را طبیعت بی هنر بود

پیمبر زادگی قدرش نیفزود

هنر بنمای اگر داری نه گوهر

گل از خارست و ابراهیم از آزر

روح تازه

دیروز روحم همچون درختی تناور ، محکم و استوار بود، ریشه هایش به خاک چنگ انداخته بودند وشاخه هایش به آسمانها میرسید ، روحم در بهاران جوانه زد و شکوفه داد، شکوفه ها در تابستان میوه شدند ، پاییز آمد و من میوه هایم را جمع کردم وبه پای رهگذران ریختم .پاییز گذشت نگریستم تنها یک میوه برایم باقی بود آنرا برداشتم ودر دهانم گذاشتم تلخ بود وترش! با خود گفتم : وای بر من، من در دهان رهگذران دشنام نهاده ام! ای روح من پس چه کردی آنهمه شیرینی را که از سینه خاک مکیدی؟ چه کردی با آنهمه عطری که از هوا گرفتی؟ خشمگین شدم و درخت روحم را از ریشه در آوردم و همه خاطرات هزاران بهار و هزاران پاییز را از آن ستاندم وآنرا در جایی دیگر کاشتم... اکنون آن درخت در جایی بسیار دور از گذر زمان ریشه دوانده ، شب وروز از آن مراقبت میکنم و در دل میگویم: بیداری ما را به ستارگان نزدیکتر خواهد ساخت.من درخت روحم را با خون واشک آبیاری کردم. با خود گفتم خون طعمی دیگر و اشک حلاوتی دیگر دارد. وقتی بهار بازگشت، درختم دوباره شکوفه داد ، در تابستان به بار نشست، پاییز شد دوباره میوه هایم را جمع کردم و در راه رهگذران ریختم. آدمها میگذشتند و به میوه هایم اعتنایی نمیکردند یکی از آنها را برداشتم ودر دهانم گذاشتم شیرین بود همچون عسل، لذیذ بود همچون باده کهن، معطر بو د همچون گلهای یاس.فریاد زدم :( مردم نه رحمت را میخواهند و نه حقیقت را ، زیرا رحمت دختر اشک است و حقیقت پسر خون.) شهر را ترک کردم تا در سایه  درخت تنها ی روحم بیاسایم.