در روايات آمده :

در روز قيامت دو نفر را مي آورند كه سزاوار دوزخ مي باشند، به يكي از آنها امر مي شود، وارد دوزخ شو.او با عجله و شتاب به سوي دوزخ مي رود، به او مي گويند مگر نمي داني تو را به كجا مي فرستند، در پاسخ گويد مي دانم ، من به خاطر نافرماني خدا مستحق دوزخ شده‏ام . اگر امروز نيز نافرماني كنم موجب عذاب بسيار و سخت خواهم شد، لذا براي اجراي فرمان خدا شتاب مي كنم . كه تأ خير نيفتد.

رحمت الهي به جوش مي آيد خطاب به مأ موران مي گويد كه اين بنده ام را باز گردانيد و به سوي بهشت روانه اش كنيد.

# # # #           

شخص ديگري را مي آورند، فرمان صادر مي شود كه او سزاوار دوزخ است ، و به سوي دوزخ روانه اش سازيد.او عرض مي كند: (خداوندا، هر چند گنهكارم ، ولي گمان من از مقام اقدس تو چنين نبود، من اميد به رحمت بي نهايت تو داشتم ).

خداوند به مأ موران خطاب مي فرمايد: (بنده ام راست مي گويد، او حسن ظن و اميد به رحمت من داشت ، نمي خواهم كه نااميد شود او را به سوي بهشت روانه سازيد).

بنده شرمنده تو، خالق بخشنده من

بيا بهشتت دهم ، مرو تو در نار ما

 

توبه شكستي بيا، هر آنچه هستي بيا

اميدواري بجوي ، ز نام غفّار ما