بزرگترین درد حسین، بی آبی نبود . . .

 

-  خواهر دینی من ؟ برادر دینی من ؟

-  سوالی دارم !؟ از تو ، تویی که محرم را سیاه می پوشی تویی که پایه ی تمام دسته جات عزادازی هستی ، تویی که یا حسین گویان ، اشک میریزی و به سر و سینه ی خود می زنی . . .

حسین، عزیز است ! برای من . برای تو .

  میدانم !

 خواهر دینی من ، برادر دینی من ؟ روراست باشیم ؟ پیش خود ، خدا و وجدانمان ؟

 حسین به گریه های من و تو نیازی دارد ؟ راه حسین با به سرو سینه زدنهای تو دنبال می شود ؟

  حسین بیشتر از آب ، تشنه ی لبخند بود.

به جای افکارش ، زخمهای تنش را نشانمان می دهید ؟

 جسم فانیست، دنیویست ! حسین به خاطر افکارش ، اراده ی دینی اش ، روح خدایی اش ، حسین شد.

 تو به خاطر زخمها ی تنش عزا گرفته ای ؟ ؟ ؟

 بزگترین درد حسین ، بی آبی ، نبود !


حسین گفت : اگر دین نداری ، آزاد مرد باش !

 این راهی که تو میروی ، نه دینداریست  ، نه آزادگی !

 خواهش می کنم این بازی سیاسی را بس کنید!
به خواهر و براد رکوچک خود ، چه یاد داده ایم ؟ آنها فقط دیده اند که حسین ،  در ماه محرم و پوستر های تبلیغاتی و مراسم عزاداری ظاهر شده است !و بعد تمام ! چه کرده ایم تا بشناسند افکار حسین را ؟ گریه ؟؟ به سر و سینه زدن ؟؟

 خواهش می کنم ، خواهش می کنم این بازی سیاسی را تمام کنید .

 بیایید به جای داغ حسین را به سینه زدن ، حسینی باشم ، حسینی زندگی کنیم !

 حسین شهید شد تا نسلهای بعد ، به فلاکتی که الان دچارند نباشند ! فلاکتی که با بیگانگی دینی ، گریز دین از محور معنویت ، آغاز شد .

 به کجا می رویم ؟

 به کجا خواهیم رسید ؟

 من جواب می خواهم !

 

 

پی نوشت : مطلب من ، نه سیاسی بود ، نه ضد دین .سوالی است که همه ساله در ذهنم تکرار می شود . سوالی که از خواهر و براد ردینی ام پرسیده ام !

         

         

         

         

 

روز سوم!

نامش میثم بود از آن هتگام که حضرت مولا او را خریدو آزاد کرد عشق این خاندان در دلش همچون آتشی سوزان شعله ور شد و تا پایان عمر شریفش درتب وتاب این عشق زیبا بود حضرت فرمود :نامت چیست؟ گفت: سالم فرمود: اما من از پیامبر شنیدم که نامت میثم است! گفت: آن عزیز راست فرموده وشما نیز راست میگویید نام اصلی من میثم است فرمود :پس در نامی که پیامبر فرموده بمان ونام دیگر را ترک کن. روزها و شبها از پی هم میرفتند وقلب میثم بیش از پیش آکنده از عشق حیدری میشد .یکی از همان روزها بود که حضرت او را از نحوه مرگش آگاه ساخت فرمود: تو پس از من به دار آویخته خواهی شد بدنت را با حربه ای زخمی خواهند کرد و روز سوم محاسن تو از خون دهان وبینیت گلگون خواهد شد.تو را کنار خانه (عمروبن حریث )به دار خواهند زد ...همراه با نه تن دیگر وچوبه دار تو از همه کوتاهتر است ونشان داد به او همان درخت خرمایی را که سرانجام او را به اوج خواهد رساند... سالها گذشت دعای علی مستجاب شد و خداوند او را از مردم پست وسست عنصر زمانه گرفت وبنی امیه را بر آنان مسلط ساخت میثم به عشق مولا بارها وبارها کنار آن نخل میرفت ونماز میخواند، درختی که او را به یاد مولایش میانداخت ، با او سخن میگفت: ای درخت خداوند ترا برکت دهد من برای تو آفریده شده ام وتو برای من رشد میکنی ... روز موعود فرا رسید میثم وارد کوفه شد مامورین ابن زیاد او را گرفتند و نزد او بردند واین سخنان بینشان رد وبدل شد : خدای تو کحاست؟ - در کمین ستمگرانست و تو یکی از آنانی... مولایت علی درباره من و توچه گفته؟ - فرمود : تو مرا به دار خواهی زد کنار نه تن دیگر و... من میخواهم با گفته مولایت مخالفت کنم، تو را به طرز دیگری میکشم! - چگونه میتوانی؟! او از پیامبر وایشان از خداوند خبر داده ، میتوانی با خدا مخالفت کنی؟ من محل شهادتم را نیز میدانم واولین مسلمانیم که لجام بر دهانش میزنند. عبیدالله با خشم فراوان دستور داد فعلا او را به زندان بیافکنند .... اما سرانجام میثم را به قربانگاه بردند ، سکوی پرتاب تا بینهایت، مردم گردش حلقه زدند میثم تا فرصتی پیدا کرد شروع کرد به مدح مولا . سربازان به ابن زیاد خبر دادند که میثم تورا رسوا کرد ... دستور داد لجام بر دهانش زنند وحربه ای به او زدتد و او الله اکبر میگفت... و در آخر روز سوم در حالی که محاسنش از خونش رنگین شده بود به لقاءالله پیوست ودرآغوش مولایش آرام گرفت درود خداوند بر او ورهروانش

شیعه شناسی - صورت ظاهری شیعه

امام باقر (ع) به ابی مقدام فرمود: پیروان علی (ع) از زیادی بندگی و بیداری شبها و قیام در آن و روزه داریِ روزها، لاغر و رنجیده و لب چروکیده هستند از زیادی ذکر خدا، رنگهایشان زرد و چهره هایشان دگرگون شده است.

چون شب فرا رسد زمین را فرش خود ساخته و پیشانی در پیشگاه خدا می سایند.

دیدگان آنها گریان و اشکهایشان روان است. نماز و دعایشان فراوان است و کتاب خدا را زیاد می خوانند. در حالی که همه مردم خوشحالند، آنان از حول قیامت اندوگین هستند.

صفات الشیعه حدیث 19

شیعه شناسی - صفات شیعه

«ميسّر ابن عبدالعزيز» از معاريف اصحاب امام باقر(ع) بوده كه در علم رجال هم توصيف شده است. امام باقر(ع) جمله اى درباره او دارد كه در حالات ميسّر آمده. فرمود اى ميسّر چند بار مرگ تو فرارسيده و خداوند اجل تو را به تأخير انداخت براى اين كه صله رحم بجا آوردى و مشكلات آنان را حل كردى.

 متن حديث

حضرت امام محمّد باقر(ع) در حديثى به ميسّر فرمود:

«يا ميسّر الا اخبرك بشيعتنا قلت بلى جعلت فداك قال: انّهم حصون حصينة و صدورٌ امينة و احلامٌ وزينة ليسوا بالمذيع البذر ولا بالجفات المراعين رهبانٌ بالليل اُسدٌ بالنهار»

 ترجمه:

آيا شيعيانمان را به تو معرّفى بكنم گفت فدايت شوم و جانم به قربانت باد بفرماييد. آنها دژهاى محكمى هستند و سينه هاى امانتدارى هستند و صاحبان عقل هايى وزين و متين هستند شايعه پراكنى نمى كنند و اَسرار را فاش نمى كنند و آدم هاى خشك و خشن و رياكار هم نيستند راهبان شب و شب زنده داران و شيران روزند.

 شرح:

اين حديث كوتاهى است كه هفت وصف براى شيعيان و يك دنيا مطلب و مسئوليّت در آن نهفته است شايد معنى «حصون حصينه» اين باشد كه شيعيان كسانى هستند كه در مقابل تبليغات دشمن نفوذناپذير هستند، اكنون كه وضع فرهنگى در دنيا به شكل خطرناكى نسل جوان ما را تهديد مى كند آيا راهى براى اين كه جوانانمان را تقويت كنيم پيدا كرده ايم؟ اگر نمى توانيم ميكروب ها را بكشيم بايد خود را تقويت كنيم. اين نكته را توجّه داشته باشيد كه در زمان ائمه يكى از گله هاى ائمه اين بود كه بعضى از شيعيان ما اسرار ما را فاش مى كردند مراد از افشاء اسرار اين بود كه مقاماتى كه ائمه داشته اند براى هر كسى گفته نمى شد. مقام علم غيب امام، شفاعت در روز قيامت، امانت دار علوم رسول الله(ص)، شاهد و ناظر اعمال شيعيان و معجزات و... اينها مسائلى بود كه مردم عادّى و مخالفان تحمّل اين اسرار را نداشتند . بعضى از شيعه هاى ساده و خام در هر جا مى نشستند و همه چيز را مى گفتند و اين چيزى جز ايجاد اختلاف و عداوت و دشمنى به بار نمى آورد، امام فرمودند شيعيان ما، سينه هاى امانتدارند، افشاكننده بى جهت نيستند، ايجاد اختلاف در ميان اين و آن نمى كنند، از اين بدتر غلاتى است كه تازه پيدا شده اند كه به بهانه ولايت كفريات و تعبيرات زشتى درباره ائمه(ع) مى گويند كه هرگز ائمه از آنها راضى نيستند بايد مراقب اين غلات جديد باشيم. اينها دو عيب دارند يك عيب اين است كه خودشان را از بين مى برند خيال مى كنند اگر ما صفات خدا را براى ائمه يا براى حضرت زينب(س) يا شهداى كربلا بگوييم اين عين ولايت است و عيب بزرگ تر اين است كه زمان ما زمان رسانه هاى جمعى است اگر خبرى امروز صبح صادر شود يك ساعت ديگر تا اعماق دنيا مى رسد اين كلمات غلوّآميز و اين سخنان نادرست را از اينجا به آنجا پخش مى كنند و لكه بزرگى را بر دامان شيعه مى چسبانند فردا روى ديوارهاى اين كشور و آن كشور مى نويسند شيعه كافر است و بعد هم كشتن شيعيان شروع مى شود. اين آدم هاى احمق و نادان با اين حرف هايشان خبر ندارند كه منشأ كشتار يك عدّه از شيعيان در طرف ديگرى از دنيا مى شوند. واى از اين دوستان نادان و آدم هاى جاهل واى از آن زمانى كه نبض مجالس به دست افراد بى سواد، بى اطّلاع، ناآگاه و نادان برسد نبايد بگذاريد كه ابتكار مجالس به دست اين گونه افراد باشد بايد ابتكار دست علماى امّت باشد.

از جمله صفاتى را كه در اينجا براى شيعيان بيان فرموده اين است كه اينها خشن نيستند، شيعه پرمحبّت است، داراى لطافت است، روح على بن ابيطالب(ع) را دارد، روح امام صادق و ائمه هدى(ع) را دارد، كه حتّى با دشمنانشان هم محبّت مى كردند.

رياكار نيستند، شيعيان ما دو حالت مختلف را باهم جمع كرده اند اگر كسى عبادت هاى شبانه آنها را ببيند مى گويد اينها زاهدان روزگار و آدم هاى خوبى اند امّا دست و پايى ندارند امّا روزهنگام مشاهده مى كند كه مثل شير در صحنه اجتماع حاضر مى شوند.

با يك تقسيم مى توانيم شيعيان و مسلمانان را به پنج قسمت تقسيم كنيم:

اوّل مسلمانان يا شيعيان جغرافيايى: يعنى آن شيعه اى كه در ايران متولّد شده، ايران از نظر جغرافيايى يك كشور شيعه نشين است همين كه من اينجا متولّد شدم وقتى آمار شيعيان را مى شمارند اسم بنده را هم مى آورند حالا عقيده اى دارم يا ندارم، اطّلاعى دارم يا ندارم اسامى ائمه(ع) را مى توانم بشمارم يا نه، اينها شيعه جغرافيايى است.

دوّم شيعيان ارثى: آنهايى كه پدر و مادرشان شيعه بوده و در دامان پدر و مادر شيعه متولّد شده اند.

سوّم شيعيان لفظى: كسانى كه خودشان مى گويند ما شيعه على بن ابيطالب هستيم با زبان مى گويند امّا در عمل خبرى نيست.

چهارم شيعيان سطحى: شيعيانى كه عملى دارند امّا سطحى است و به عمق تشيّع نرسيده اند، از تشيّع فقط عزادارى و توسّلات و امثال اينها را بلد هستند از كجا معلوم كه شيعه است؟ چون در ايام عاشورا در دستجات سينه زنى و مجالس عزادارى شركت مى كند به مسجد جمكران مى رود. من نمى خواهم بگويم اينها كم اهميّت دارد خيلى اهميّت دارد. ولى از تشيّع همين را فهميده است و بس. امّا از صفات رهبان بالليل، اسد بالنهار، احلام وزينه و صدور امينه، خبرى در او نيست.

پنجم شيعيان واقعى: آن كسانى كه آشنا با معارف الهيه و كتب اهل بيت(ع) هستند و برنامه هاى آنها صفاتى است كه در اين روايت آمده بود.

                                               <<   آیت الله العظمی مکارم شیرازی >>

روز قدس روز اتحـــــــــــــــــــــد جهانی و تجربه من

امروز رفته بودم راهپیمایی،خوشم میاد این مردم همیشه توو صحنه حضور دارن و بدون این که مجبور باشن دور هم جمع میشن...چیزی که میخوام بگم اینه که توو مسیر یکی از جوونایی رو دیدم که کلا مخالف این جور گردهمایی ها بود.از همنایی بود که سرنوشت خودش رو جدا از سرنوشت مملکتش میدونه و یه جورایی هنوز خوابه.اینکه من با آنفولانزایی که تب و کوفتکی از سوغاتی هاشه ، پا شده بودم بیام راهپیمایی،یه کم براش مسخره بود و بهم گفت :دیوونه!!!اگه اسرائیل اونا میکشه تو هم با این حالت اومدی اینجا خودکشی...بهش گفتم :جون من فدای همون بچه های فلسطینی که به خاطر زیاده خواهی ها جلو چشممون پر پر میشن.دلم شکست از روزگار که این جوون مملکت ما چرا اینجوری سطحی فکر میکنه  که اگه بیرون مرزهای ما یکی داره ظلم میکنه و یکی زیر چکمه ی صهیونیستها له میشه ما رو سنه نه ...به مسیر راهپیمایی که رسیدم انگار دنیا رو بهم داده باشن یه جورایی داشتم پر در میاوردم.ماشاالله این مردم گل کاشتن.اون از انتخابات ،اینم از روز قدس که قیامتی بود، بیا و ببین.کیف کردم.بخصوص که بیشترشونو جوونا تشکیل داده بودن.ته دلم گفتم:خدا ازت ممنونم که اگه یکی از هم سن وسالهای من طرز فکرش اشتباهه،در عوض این همه جوون ایرانی اینجان که دلشون برای قدس می تپه.افرادی از اهل کتاب رو هم دیدم...طبق معمول نتونستم جلوی خودمو بگیرم و باهاشون چند کلمه حرف زدم...به نظر اونها مردم فلسطین قبل از اینکه مسلمون باشن،انسانند و هر انسانی حق داره تو این دنیا آرامش رو توو سرزمینهای مادریش احساس کنه واگه کسی این حق رو ازشون گرفته باید از صحنه ی روزگار محو بشه.خدایا چقدر این اسرائیل نامردی کرده که نه تنها مسلمونها که مردمی با اعتقادات متفاوت خواستار آزادی فلسطین و برگشتن مردم ش به سرزمین مادریشون هستن.

این برداشت من از راهپیمایی امسال بود...