امروز رفته بودم راهپیمایی،خوشم میاد این مردم همیشه توو صحنه حضور دارن و بدون این که مجبور باشن دور هم جمع میشن...چیزی که میخوام بگم اینه که توو مسیر یکی از جوونایی رو دیدم که کلا مخالف این جور گردهمایی ها بود.از همنایی بود که سرنوشت خودش رو جدا از سرنوشت مملکتش میدونه و یه جورایی هنوز خوابه.اینکه من با آنفولانزایی که تب و کوفتکی از سوغاتی هاشه ، پا شده بودم بیام راهپیمایی،یه کم براش مسخره بود و بهم گفت :دیوونه!!!اگه اسرائیل اونا میکشه تو هم با این حالت اومدی اینجا خودکشی...بهش گفتم :جون من فدای همون بچه های فلسطینی که به خاطر زیاده خواهی ها جلو چشممون پر پر میشن.دلم شکست از روزگار که این جوون مملکت ما چرا اینجوری سطحی فکر میکنه  که اگه بیرون مرزهای ما یکی داره ظلم میکنه و یکی زیر چکمه ی صهیونیستها له میشه ما رو سنه نه ...به مسیر راهپیمایی که رسیدم انگار دنیا رو بهم داده باشن یه جورایی داشتم پر در میاوردم.ماشاالله این مردم گل کاشتن.اون از انتخابات ،اینم از روز قدس که قیامتی بود، بیا و ببین.کیف کردم.بخصوص که بیشترشونو جوونا تشکیل داده بودن.ته دلم گفتم:خدا ازت ممنونم که اگه یکی از هم سن وسالهای من طرز فکرش اشتباهه،در عوض این همه جوون ایرانی اینجان که دلشون برای قدس می تپه.افرادی از اهل کتاب رو هم دیدم...طبق معمول نتونستم جلوی خودمو بگیرم و باهاشون چند کلمه حرف زدم...به نظر اونها مردم فلسطین قبل از اینکه مسلمون باشن،انسانند و هر انسانی حق داره تو این دنیا آرامش رو توو سرزمینهای مادریش احساس کنه واگه کسی این حق رو ازشون گرفته باید از صحنه ی روزگار محو بشه.خدایا چقدر این اسرائیل نامردی کرده که نه تنها مسلمونها که مردمی با اعتقادات متفاوت خواستار آزادی فلسطین و برگشتن مردم ش به سرزمین مادریشون هستن.

این برداشت من از راهپیمایی امسال بود...