عشق
بعد از مدتها که نبودم و متاسفانه در غیابم وبلاگ کیفیت پایینی داشت خواستم این مطلب خوب و بنویسم تا هم به دردتون بخوره و هم یه کم وضعیت وبلاگ سر و سامون پیدا کنه.
درباره ی عشق(برای پسران)

این نماد معنی را در حسن صورت دیدن یك استنباط كاملاً عرفانی و منوط به عشق عرفانی است. اما منظومه سرایان دیگر ادبیات فارسی چون نظامی در منظومه « خسرو و شیرین » بسیار با تحلیل زیبا و شگرف از بیداری عشق و بیدار شدن عشق را منوط به حسن صورت می داند. در آن جایی كه نقاش چیره دست و ماهر صورت خسرو را بر كاغذ رسم می كند و چون چشم شیرین به آن صورت می افتد می گوید:

|
به خوبان گفت كان صورت بیارید |
|
كه كرده است این رقم پنهان مدارید |
|
بیاوردند صورت پیش دلبند |
|
بدان صورت فرو شد ساعتی چند |
|
نه دل می داد از او دل برگرفتن |
|
نه می شایستشی اندر برگرفتن |
|
چو می دید از هوس می شد دلش سست |
| چو می كردند پنهان باز می جست |
اما صورت نزد عطار مفهوم دیگری را می رساند، عطار ماهیت را در صورت جستتجو نمی كند بلكه جاودانگی ماهیت را نیز مبادی عشق می پندارد چنانچه این حكایت مدعای این حالت است.

|
دردمندی پیش شبلی می گریست |
|
شیخ ازو پرسید كاین گریه ز چیست |
|
گفت شیخا ! دوستی بود آن من |
|
كز جمالش تازه بودی جان من |
|
وی بمرد و من بمیرم از غمش |
|
شد جهان بر من سیاه از ماتمش |
|
شیخ گفتا شد دلت بی خویش ازین؟ |
|
خود نمی باشد سزایت بیش ازین |
|
دوستی دیگر گزین این بار تو |
|
كه نمیرد هم نمیری زار تو |
|
دوستی كز مرگ نقصان آورد |
|
دوستی را از غم جان آورد |
|
هر كه شد در عشق صورت مبتلا |
|
هم از آن صورت فتد در صد بلا |