ـ مردی به زیارت می رفت.جوانمرد به او رسید و پرسید  : کجا می روی ؟

 مرد گفت : به زیارت می روم ، به دیاری.

جوانمرد گفت : چه می خواهی وچه طلب می کنی از زیارت ؟

مرد گفت : خدا را طلب می کنم.

جوانمرد گفت : خدای دیار خود را چه کرده ای که به دیار دیگر در طلبش می روی ؟ پیامبر ما را گفت : علم را به چین اگر باشد ، جستجو کنید ، اما نگفت برای جستجوی خدا  نیز باید به جایی رفت !

جوانمرد می رفت و با خود می گفت : مردم خدا را در مسجد می جویند ، ما هر جا که هستیم ، مسجد است . مردم ، متبرکی را در رمضان می یابند ما ماههایمان همه رمضان است ، مردم عیدشان آدینه است  و ما هر روزمان عید و آدینه است. . .

 

 

پی نوشت : به گرد کعبه می گردی پریشان ؟! که وی خود را در آنجا کرده پنهان !

                 اگر در  کعبه می گردد نمایان  ! پس بگرد تا بگردی  . . . !