روز پنجم روایت پنجم : هر روز جوانمرد عید است ...
ـ مردی به زیارت می رفت.جوانمرد به او رسید و پرسید : کجا می روی ؟
مرد گفت : به زیارت می روم ، به دیاری.
جوانمرد گفت : چه می خواهی وچه طلب می کنی از زیارت ؟
مرد گفت : خدا را طلب می کنم.
جوانمرد گفت : خدای دیار خود را چه کرده ای که به دیار دیگر در طلبش می روی ؟ پیامبر ما را گفت : علم را به چین اگر باشد ، جستجو کنید ، اما نگفت برای جستجوی خدا نیز باید به جایی رفت !
جوانمرد می رفت و با خود می گفت : مردم خدا را در مسجد می جویند ، ما هر جا که هستیم ، مسجد است . مردم ، متبرکی را در رمضان می یابند ما ماههایمان همه رمضان است ، مردم عیدشان آدینه است و ما هر روزمان عید و آدینه است. . .
پی نوشت : به گرد کعبه می گردی پریشان ؟! که وی خود را در آنجا کرده پنهان !
اگر در کعبه می گردد نمایان ! پس بگرد تا بگردی . . . !
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 16:33 توسط مدیریت وبلاگ
|