روز سوم : روایت سوم : جوانمرد و پاکی و بی باکی . . .
- عالمان دلشوره داشتند از ملاقات با خدا . روز و شب و شب و روز علم می اندوختند .
زاهدان دلشوره داشتند از ملاقات با خدا ، روز و شب و شب و روز زهد می ورزیدند.
عابدان نیز همینگونه بودند و عبادت بر عبادت می افزودند.
جوانمرد اما دلشوره نداشت ، ذوق داشت و شوق داشت . پاکی جمع می کرد برای روز ملاقات و می گفت : شما علم و زهد و عبادت جمع می کنید ، من اما پاکی و بی باکی؛ زیرا آن عزیز پاک است و بی باک !
قرنهاست که عالمان و زاهدان و عابدان و جوانمردان می آیند و می روند و ما همچنان نگاه می کنیم و نمی دانیم برای آن عزیز ، کدام عزیزتر است ، علم و زهد و عبادت یا پاکی و بی باکی ؟
پی نوشت : من راه پاکی و بی باکی رو میرم ، تو چی ؟؟ !
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۸۸ ساعت 12:31 توسط مدیریت وبلاگ
|