- عالمان دلشوره داشتند از ملاقات با خدا . روز و شب  و شب و روز  علم می اندوختند .

 زاهدان دلشوره داشتند از ملاقات با خدا ، روز و شب  و  شب و روز زهد می ورزیدند.

 عابدان نیز همینگونه بودند و عبادت بر عبادت می افزودند.

   جوانمرد اما دلشوره نداشت ، ذوق داشت و شوق داشت . پاکی جمع می کرد برای روز ملاقات و    می گفت : شما علم و زهد و عبادت جمع می کنید ، من اما پاکی و بی باکی؛ زیرا آن عزیز پاک است و بی باک !

 

قرنهاست که عالمان و زاهدان و عابدان و جوانمردان می آیند و می روند و ما همچنان نگاه می کنیم و   نمی دانیم برای آن عزیز ، کدام عزیزتر است ، علم و زهد و عبادت یا پاکی و بی باکی ؟

 

 

پی نوشت : من راه پاکی و بی باکی رو  میرم ، تو چی ؟؟ !