-آن مرد طبیب بود و می گفت : جهان بیمارستانی ست بی سرو سامان.

هرکس بیماری دارد و هرکس دوایی می خواهد.

هزازران هزار بیماری ، افسوس ، اما هزاران هزار دوا را چگونه می توان یافت ؟

 

جوانمرد اما می گفت : ما همه تنها یک بیماری داریم :خواب ؛ و دوایی نیست ،جز بیداری.

بیدار شویم تا جهان بیمار نباشد. . . .

 

پی نوشت : هی ! با توام ؟! خوابی ؟ یا خودت رو به خواب زدی ؟بیدار شو  . ..

                   جهان بیمار ما ، به بیداری تو نیاز داره  .  . .