تفسیر آیه ی قرآن
انما وليكم الله و رسوله و الذين و امنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكات و هم راكعون. و من يتول الله و رسوله و الذين امنوا فان حزب الله هم الغابون.
ولى شما، تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده اند; همان كسانى كه نماز بر پر مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند. و هر كس خدا و پيامبر او و كسانى را كه ايمان آورده اند، ولى خود بداند [پيروز است، چرا كه] حزب خدا همان پيروزمندان اند.
اين آيه، در شمار آياتى است كه نام و عنوانى ويژه دارند. دانشمندان علوم قرآنى و مفسران شيعى از آن به آيه ولايت نام برده، آن را از دلايل محكم امامت حضرت امير، عليه السلام، مى شمارند.
مفسران بزرگى چون «شيخ طوسى »، «ابوالفتوح » و «طبرسى »، به هنگام تفسير اين آيات، در حقانيت و آشكارايى امامت على بن ابى طالب، عليه السلام، نكات و لطايف بسيارى بر قلم آورده اند. تقريبا همه مفسران اهل سنت نيز اين كريمه را در حق و شان حضرتش مى دانند. تفاوت اساسى ميان آنچه در كتب تفسيرى شيعه و تفاسير عامه وجود دارد، معنا و تفسير ولايت و مشتقات ديگر آن است; كه البته اين نزاع، به همين جا ختم نشده، سر از مباحث كلامى و اصول اعتقادات مذهبى برمى آورد.
«ميبدى »، «زمخشرى »، «قرطبى »، «بيضاوى »، «آلوسى » و گروهى ديگر از مفسران اهل سنت در شان نزول اين بخش از سوره مائده و اينكه اين آيات جامه اى با شكوه و فاخر بر بالاى على بن ابى طالب، عليه السلام، است، با شيعيان آن حضرت همداستان اند.
جاى دارد كه نخست تفسير يكى از نامدارترين مفسران شيعى را پيش رو گيريم تا جايگاه كلامى و اعتقادى آيه ولايت، بيش از پيش آشكار گردد.
مرحوم ملا محسن فيض كاشانى، سخن خود را در تفسير آيه ولايت اينگونه آغاز مى كنند:
در كتاب كافى از حضرت صادق، عليه السلام، در تفسير اين آيه نقل شده است كه «ولى شما» يعنى كسى كه به شما و جان و مالتان اولى و سزاوارتر است. مراد از «الذين امنوا» على و اولاد معصومش، عليهم السلام، مى باشد. ايشان را اينگونه وصف كرد، زيرا امير مؤمنان در ركوع دوم از نماز ظهر خود به سائلى حله خود را انفاق فرمود. سپس اين آيات از سوره مائده نازل شد... در مجمع البيان آمده است كه حضرت بدان سائل انگشترى خود را زكات داد.
هرچند در شمارش انفاقات حضرت و همچنين در آنچه ايشان به سائل عطا كردند، اختلاف است، در اينكه اين سخاوت علوى در پاكيزه ترين حالات معنوى، يعنى نماز واقع شده است، نزاعى ميان مفسران نيست.
به زبان نحوى، «ولى » در آيه ولايت مبتدا (نهاد) است و «الله »، «رسول » و «الذين امنوا»، اخبار (گزاره هاى) پى در پى آن اند. از آنجا كه «الذين امنوا» بر خلاف «الله » و «رسول »، نياز به گزارش و تعريف دارد، خداوند ايشان را چنين مى شناساند:
«الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون.»
اينگونه شناساندن - گويا - بدان خاطر است كه خداوند اراده فرموده است كه شكوهمندترين شمايل ولى خود را از منتظر منزه ترين قاب بتاباند.
علوى ترين آفريده خدا را تنها مقدس ترين آيين او، تاب مى آورد و در اين آيينه است كه مى توان بازتاب روحى به شكوه همه خوبيها و مهربانيها و بزرگيها را ديد. پس ما بر مدار ولايتى هستيم كه كانون آن پرستش حضرت حق (نماز) و افت بر خلق (زكات) است. بحقيقت اين آيين الهى (نماز) راستگوترين آيينه اى بود كه مى توانست رخسار ولايت را بتاباند و رشك ماه و خورشيد گرداند.
جلوگاه رخ تو ديده من تنها نيست ماه و خورشيد همين آينه مى گردانند
سخن عبدالرزاق لاهيجى
آفرينندگان آثار كلامى، هماره بخش معتنابهى از كتاب خود را به بيان دلايل پنهان و آشكار بر امامت و ولايت اميرالمؤمنين، عليه السلام، اختصاص داده اند. اين بخش از مباحث كلامى كه با عنوان «امامت » مورد مداقه قرار گيرد، ناظر به دلايل عقلى و نقلى بر اثبات موضوع است. بتقريب در همه اين آثار آيه ولايت مورد بحث و نظر است. مرحوم ملا عبدالرزاق لاهيجى (فياض) از نامدارترين متكلمان شيعى در قرن يازدهم است. وى حكمت را از محضر صدرالمتالهين شيرازى آموخته و سپس به افتخار دامادى استاد نايل آمده است. مدرسه معصوميه قم كه اينك به نام اين دانشمند گرانقدر، فيضيه ناميده مى شود، سالها شاهد درس و بحثهاى عميق او بوده است. مهمترين اثر كلامى لاهيجى «شوارق الالهام » است.
شوارق، شرحى ناتمام بر كتاب تجريد خواجه نصير طوسى است و بى هيچ ترديدى، شيواترين تاليف فارسى او، «گوهر مراد» است. گوهر مراد، يكى از خواندنى ترين و استوارترين متنهاى علمى - كلامى در روزگار ماست. نصر شيوا و تركيب و سامان هنجار اين كتاب، آن را به گوهرى كه مراد همگان است تبديل نموده است. فياض لاهيجى در كتاب ياد شده از آيه ولايت اينگونه سخن مى گويد:
قوله تعالى: « انما وليكم الله و رسوله و الذين امنوا ... جمهور مفسرين متفق اند كه اين آيه در شان على، عليه السلام، نازل شده و در اكثر كتب اهل سنت مذكور است و بلا شبهه به حد تواتر رسيده. و بيان دلالتش بر مطلوب آن است كه «انما» كلمه حصر است و معناى آيه اين است كه نيست ولى شما مگر خدا و رسول و مؤمنانى كه نماز كنند و در حالت ركوع صدقه دهند. سپس هرگاه حصر مراد باشد بايد كه مراد از ولى متصرف در امور باشد، چه معناى ديگر از معناى لفظ ولى مانند محب و ناصر مناسب حصر نيست. و لفظ «الذين » اگرچه صيغه جمع است ليكن متصف به اوصاف مذكوره به اعتبار دادن صدقه در حالت ركوع، نيست بالاتفاق مگر على، عليه السلام. پس مضمون آيه اين باشد كه على متصرف در امور شماست. چنانكه خدا و رسول. و مراد از امام نيست مگر متصرف در امور به وجه استحقاق.
سخن سيد عبدالله شبر
يكى از فشرده ترين و مفيدترين تفسيرهايى كه در دو سه قرن اخير نگاشته شده از آن محقق جليل القدر مرحوم سيد عبدالله شبر است. توضيحات كوتاه اما مفيد اين مفسر ژرف نگر در فهم بيشتر و درك روشنتر از آيه ولايت فايده بخش است. وى در چند سطرى كه در تفسير آيه ولايت مى نويسد به چند نكته اساسى اشاره مى كند:
1. ولى در ابتداى اين آيه به معناى متولى امور و «الاولى بكم » است. اين نكته نشان مى دهد كه ولايت گستره اى جديتر و اجتماعى تر دارد.
2. خداوند كلمه «ولى » را به صيغه مفرد ذكر فرموده و اين بدان خاطر است كه ولى جز يكى نيست اصالتا; اما رسول، صلى الله عليه وآله، و على، عليه السلام، به تبع نيابت از ولايت الهى، ولى امر همه انسانها هستند.
اين سخن نيز با روح توحيدى، وحدت گرايانه اسلام هماهنگ و همسوست.
3. كلمه اى كه در آيه ولايت به حضرت على، عليه السلام، قابل انطباق است «الذين امنوا الذين يقيمون الصلوة » است. حال آنكه مى دانيم الذين جمع است. مرحوم شبر در توجيه اين ناهماهنگى لفظى و معنايى مى نويسد:
عبر عنه بصيغة الجمع تعظيما او لدخول اولاده الطاهرين.
تعبير فرموده از حضرت به صيغه جمع به جهت تعظيم و تفخيم مقام حضرت و يا به خاطر داخل كردن فرزندان پاك و معصومش.
4. دلالت اين آيت بر امامت حضرت على، عليه السلام، به خاطر حصر آن بر آن جناب است. همچنين در ذكر اوصاف و حالات حضرت به بيان نمونه اى اكتفا شده است كه مشهور خاص و عام بود; يعنى زكات در حال نماز.
نكته سنجى صاحب مثنوى
مولانا، جلال الدين رومى بلخى در كتاب جاودانى خود، مثنوى، كه برخى آن را قرآن پهلوى خوانده اند، بارها و بارها به ساحت پاك علوى اظهار ارادت نموده و عرشى ترين مدايح معنوى را به پاى اين سدرة المنتهاى عارفان نثار كرده است. پايان بخش دفتر نخست مثنوى حكايت نبرد خندق است. در اين مصاف كه پيشتر كارزار پاكى با پليدى است داستانى رخ مى دهد كه دستمايه مولانا براى پردازش و تصويرگرى اخلاص عمل است:
از على آموز اخلاص عمل شير حق را دان منزه از دغل
آنگاه كه افراسياب خندق و بنده بت احزاب از سكون و آرامش على، عليه السلام، در جنگ حيرت مى كند و پرسان مى شود كه: «سبب افكندن شمشير از دست چه بوده است در آن حالت؟» از شاه ولايت و امير ايمان و مولاى تقوا مى شنود:
گفت من تيغ از پى حق مى زنم بنده حقم نه مامور تنم شير حقم، نيستم شير هوا فعل من بر دين من باشد گوا خون نپوشد گوهر تيغ مرا باد از جا كى برد ميغ مرا!؟ كه نيم، كوهم ز حلم و صبر و داد كوه را كى در ربايد تندباد آنكه از بادى رود از جا خسى است زانكه باد ناموافق خود بسى است باد خشم و باد شهوت، باد آز برد آن را كه نبود اهل نماز ...
عید سعید غدیر خم بر شیعیان علی (ع) مبارک باد...