زمین و زمان را می گردم در جست و جوی جوانمرد ! جوانمردی که مرام جوانمردی خرج کند، مرامی که دادگری ست و بخشندگی ، مهمان نوازیست و بی تکلفی ، بخشایش و از خود گذشتگی ، وفای به عهد و راز داری .

امروز ما دنیای شلوغیست.انسانها ، پیشه های متفاوتی دارند با نقابهای متفاوت. دنیای سرد و کثیف پیرامون ما ، جوانمرد، ندارد.جوانمردی که نه عیار باشد نه راهزن.نه زنجیر بگسلاند و نه معرکه گیرد.نه مداح باشد نه داستان پرداز.جوانمردی که هم مرد باشد هم زن ، هم کودک باشد هم کهنسال.

این جوانمرد شاید پیر زنیست در همسایگی شما ، و شاید مادریست که تو- فرزند اویی !

از این روایات بی تفاوت نگذز ! درنگ کن، تامل کن و تعقل ! تعلقی که شایسته ی انساتیست   . . .

 

 پی نوشت :این پست ، دنباله دار و چند ، برشیست از جوانمردی های شیخ ابو الحسن خرقانی ، برگرفته از کتاب جوانمرد نام دیگر تو نوشته ی عرفان نظر آهاری.