خدا بهم نگاه میکنه و میگه:

«بنده من، من آنچنان به تو توجه دارم که گویی تو تنها بنده ی منی اما تو آنچنان از من غافلی که گویا هزاران خدا داری»

 

 

درویشی از ابوسعید پرسید:«خدا را کجاطلب کنم؟»گفت:«کجایش جستی و نیافتی...»