ـ  روی ماه خداوند را ببوس ـ مصطفی مستور ـ برگزیده ی جشنواره ی قلم زرین

 

<< هرکس روزنه ای است به سوی خداوند اگر اندوهناک شود اگر به شدت اندوهناک شود . . . >>

داستان ٬روایت زندگی  چند دوست و مشغله ی کاری ٬ زندگی و درسیشان٬ در یک فضای معنوی به دنبال اثبات وجود خدا پیش می رود.خدایی که راوی با دیدن بچه ی دوستش٬ بد بختی ها و بیچارگی های مردم دنیا ٬به وجودش شک می کند و با خود زمزمه کی کند احتمالا خدایی وجود ندارد   . . .

راوی دانشجوی فلسفه می باشد و دلیل زندگیش دفاع  فلسفی از حریم دین ٬ ولی در دنیای امروزی به بن بستی فلسفی بر خورده و وجود خداوند را گم کرده است.

اتفاقی که برای هرکسی تو این دنیای گم و گیج ممکنه بیفته به هر دلیلی ! و پوچی زندگی رو به دنبال داشته باشه .

اگه خدات رو تو شلوغی این آدما ٬تو انفجار اخبارو تکنولوژی٬  تو بلندای برجهایی که هر روز تعدادشون بیشتر میشه گم کردی یه سری به این کتاب بزن ‍! شاید 2 ساعت بیشتر وقتت رو نگیره ولی دنیای معنویت رو بهت بر میگردونه طوری که بعد خوندن کتاب تو هم مثل من با خودت تکرار می کنی٬ خدایی هست و خدایی هست و خدایی هست که تمام کارهایش روی حکمت است . ..

میبوسم روی ماه خداوند را  . ..

 

اینم متنهایی از کتاب :

_ . . . چند لحظه ساکت می مانم و بعد می گویم : خودت معنای زندگی رو بهتر از من میدونی ٬زندگی یعنی همین.نمی خوام دلداریت بدم ولی گاهی در زندگی ما اتفاقهایی می افته که نمی تونیم از وقعشون جلوگیری کنیم.میفهمی ؟ نمی تونیم !نتوانستن در این موارد تنها توضیحی که میشه داد. . .

_ . . .نمیتوانم کمکش کنم.دستکم این روزها نمیتوانم.وقتی هیچ دلیل قانع کننده ای نه برای اثبات وجود خداوند و نه  برای انکارش فعلا نمیشناسم و شک مثل آونگی دائم مرا به سوی ایمان و کفر می برد  و می آورد پیداست که حرف زدن درباره ی موضوعی مثل مکالمات خداوند و موسی تا چه حد برایم نا خوشایند است ‍!